وصیت نامه شهید

بسم رب الشهداء و الصدیقین

درود بر شهيدان غرق به خون ميهن اسلامي ما درود بر رهبر كبير انقلاب كه نائب بر حق امام زمان (عج) است و سلام بر پدر و مادر عزيزم كه توانستند فرزندي پاك در خدمت اسلام قرار دهند .

مادرم !
حال وقت آن رسيده كه رسالت زينب وار خود را نشان دهي گريه نكن و شاد باش و به آن كوردلان بگو كه ما هم امام داريم .

مادرم !
اگر با كشتن من اسلام پيروز مي‌شود چرا من كشته نشوم وقتي در جبهه شهيد شوم به من ناكام نگوييد بلكه من كام بسيار بزرگي دارم .

برادران عزيزم !
پيوسته در راه اسلام عزيز كوشا باشيد و امام را ياري كنيد كه زمان ، زمان حسين است و ايام ، ايام عاشورا .

اي خواهران عزيزم !
حجاب و عفت و پاك دامني را سرلوحه زندگي خودتان قرار دهيد و هميشه فاطمه وار و زينب گونه زندگي و مبارزه كنيد .

و اما دوستانم !
كه در تيم عقاب ريگ بازي مي‌كنيد آنهايي كه در بین شما ناآگاه هستند آنها را آگاه كنيد و اگر نكرديد حلالتان نمي‌كنم كه وصيت نامه من را باز مي‌كنيد مي‌دانم كه چشمتان اشك بار است .

پدر و مادرم !
از اينكه حس مي‌كردم در مكاني راحت زندگي بكنم و در سنگر نباشم بسيار ناراحت بودم من نمي‌توانستم به خود بقولانم كه هر روز برادرانم در جبهه شهيد مي‌شوند و يا زخمي من در آنجا نباشم .

پدر و مادرم !
من براي شما پسر خوبي نبودم و شما را رنج زياد دادم مرا ببخشيد حياتم و هر چه مصالح ساختماني دارم به پدرم مي‌بخشم و من را در بندر ريگ در كنار تنها شهيد بندر ريگ عباس ملك نيا که يكي از همسنگران من بوده به خاك بسپاريد .

والسلام
به اميد پيروزي اسلام بر كفر ، آبادان شب
فتح

علي روئين تن ۱۳۶۰/۰۵/۱۱