شهید علی روئین تن

نام پدر : عباس

تاریخ تولد : ۱۳۴۲/۲/۱۰

تاریخ شهادت : ۱۳۶۰/۱۱/۱۱

محل تولد : بندر ریگ

محل شهادت : چزابه

آرامگاه : بندر ریگ

_______________________________________________________________________________________________

زندگی نامه شهید

برادر شهید پاسدار علی روئین تن عضو تمام وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بندر ریگ در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف چشم به جهان گشود ، دامان مربی او یعنی مادرش آنچنان پاک بود که چنین شهیدی را پرورش داد .

وی در سال ۱۳۴۷ در سن هفت سالگی وارد دبستان شد و در سال ۱۳۵۵ وارد مدرسه راهنمایی گردید ، پدرش عباس روئین تن در آن زمان در شرکت پان امریکن در جزیره خارک با وضعی بسیار نامساعد کارگری می‌کرد تا بتواند معاش خانواده‌اش را تامین نماید

اما از دست چپاولگران و سرمایه‌داران و پیمانکاران غارتگر در مقابل آن همه رنج و محنت فقط نان بخور و نمیری به او می‌رسید

و این مسئله بر روح پاک شهید علی تاثیر گذاشته و باعث می‌شد که طعم تلخ استثمار و سلطه اجنبی را از همان کودکی و نوجوانی با گوشت و پوست خود لمس نماید .

با اوج گیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ وی نیز شروع به فعالیت نمود و در آن هنگام عکسهای امام و اعلامیه‌های مختلف را به روستاها برده و بین مردم محروم روستا تقسیم می‌نمود تا پیام رهبر را به گوش آنا برسانند .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مدرسه به مخالفت شدید با معلمین منحرف و وابسته پرداخت و همین مسئله باعث شد که بر اثر درگیری‌های زیاد در مدرسه ترک تحصیل نماید .

در سال ۱۳۵۹ با شروع کار بسیج مستضعفین در بندر ریگ از اولین کسانی بود که به این لشکر الهی پیوست و شبانه روز وقت خود را صرف خدمت در بسیج نمود .

در اواخر آذر ماه ۱۳۵۹ اولین گروه اعزامی از بندر ریگ به گناوه به همراه برادران شهید ماندنی محمدی ، حر خسروی ، عبدالرحیم احمدزاده و عباس ملک ‌نیا عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل گردید .

پس از بازگشت به عضویت کمیته انقلاب اسلامی بندر ریگ درآمد و در اواسط مرداد ماه سال ۱۳۶۰ عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوشهر گردید و به خیل یاران و رهروان انقلاب پیوست

در شهریور ماه همین سال ۱۳۶۰ برای دومین بار به جبهه رفته و در عملیات ثامن الائمه در شکستن حصر آبادان شرکت جست .

پس از پایان یافتن ماموریت به بوشهر بازگشت و پس از مدتی جهت آموزش به پادگان شهید عسکر در شیراز اعزام شد و بالاخره در آخرین ماموریتش به جبهه چزابه اعزام گردید .

در جبهه این بار جوش و خروش دیگری داشت و به قول همسنگران از بهترین و فعال ترین برادران پاسدار در آن جبهه بود و به قول امام علی (ع) زاهد شب و شیر روز بود .

شبها را به عبادت و قرائت قرآن می‌پرداخت و روزها را به نبرد و سرانجام در نیمه های اسفند شصت ۱۳۶۰/۱۲/۱۱ در منطقه چزابه در حالیکه تازه از روضه خوانی امام حسین (ع) برای همرزمانش فارغ شده بود بعد از هنگام رفتن جهت دیدبانی بوسیله ترکش خمپاره دشمن کافر در خون خویش غلطید و به لقاء الله پیوست.

و بالاخره در صبحگاه چهاردهم اسفند ۱۳۶۰/۱۲/۱۴ در میان احساسات پاک و استقبال پر شکوه برادران و خواهران مسلمان و شهید پرور بندر ریگ در کنار همسنگرش شهید عباس ملک نیا در قطعه شهداء پیکر پاکش به خانه سپرده شد .

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

________________________________________________________________________________________________

خاطرات شهید

از زبان پدر شهید

۱.عنوان خاطره : عشق به بسیج

شهید روئین تن عشق و علاقه خاصی به بسیج داشت یکی از بنیانگذاران بسیج در بندر ریگ می‌باشد و فعالیتهای زیادی در بسیج داشت

و جوانها را تشویق به پیوستن به بسیج می‌کرد و بسیج بندر ریگ را فعال کرد تا انقلاب و اسلام را حفظ نمایند .

عنوان خاطره : مبارزه با منافقین

با سردسته منافقین در بندر ریگ به نام حسین بارانی مبارزه می‌کرد . یک روز ، بارانی برای پخش کتابهای خود در میدان بندر ریگ چادر زده بود که شهید روئین تن با او مبارزه کرد

و تمام برنامه‌های او را در شهر بندر ریگ تعطیل و ویران کرد و با او مبارزه نمود و او نتوانست فعالیتی در بندر ریگ داشته باشد .

_______________________________________________________________________________________________

وصیت نامه شهید

بسم رب الشهداء و الصدیقین

درود بر شهیدان غرق به خون میهن اسلامی ما درود بر رهبر کبیر انقلاب که نائب بر حق امام زمان (عج) است و سلام بر پدر و مادر عزیزم که توانستند فرزندی پاک در خدمت اسلام قرار دهند .

مادرم !
حال وقت آن رسیده که رسالت زینب وار خود را نشان دهی گریه نکن و شاد باش و به آن کوردلان بگو که ما هم امام داریم .

مادرم !
اگر با کشتن من اسلام پیروز می‌شود چرا من کشته نشوم وقتی در جبهه شهید شوم به من ناکام نگویید بلکه من کام بسیار بزرگی دارم .

برادران عزیزم !
پیوسته در راه اسلام عزیز کوشا باشید و امام را یاری کنید که زمان ، زمان حسین است و ایام ، ایام عاشورا .

ای خواهران عزیزم !
حجاب و عفت و پاک دامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .

و اما دوستانم !
که در تیم عقاب ریگ بازی می‌کنید آنهایی که در بین شما ناآگاه هستند آنها را آگاه کنید و اگر نکردید حلالتان نمی‌کنم که وصیت نامه من را باز می‌کنید می‌دانم که چشمتان اشک بار است .

پدر و مادرم !
از اینکه حس می‌کردم در مکانی راحت زندگی بکنم و در سنگر نباشم بسیار ناراحت بودم من نمی‌توانستم به خود بقولانم که هر روز برادرانم در جبهه شهید می‌شوند و یا زخمی من در آنجا نباشم .

پدر و مادرم !
من برای شما پسر خوبی نبودم و شما را رنج زیاد دادم مرا ببخشید حیاتم و هر چه مصالح ساختمانی دارم به پدرم می‌بخشم و من را در بندر ریگ در کنار تنها شهید بندر ریگ عباس ملک نیا که یکی از همسنگران من بوده به خاک بسپارید .

والسلام
به امید پیروزی اسلام بر کفر ، آبادان شب
فتح

علی روئین تن ۱۳۶۰/۰۵/۱۱

بازدید: 32