زندگی نامه شهید

شهید بهادر شهریاری در سال ۱۳۴۴ در روستای عباسی از توابع بندر گناوه متولد شد پدرش یکی از کشاورزان این روستا بود و زندگیش را از راه کشاورزی تامین می‌کرد.

شهید شهریاری در دوران کودکی با پدرش در کارهای کشاورزی همکاری می‌کرد به سن شش سالگی که رسید در همان روستا به دبستان رفت تا کلاس پنجم ابتدائی را در همان دبستان گذراند.

خانواده شهید از طبقات ضعیف و پایین و محروم بود شهید با یک دست لباس ساده یک سال یا بیشتر را می گذارند.

بعد از دبستان وارد دوره راهنمایی شد و کلاسهای اول و دوم و سوم راهنمایی را در روستای دیگری به نام محمد صالحی که نزدیک روستای عباسی بود تمام کرد .

فاصله بین دو روستا را با پای پیاده و یا دوچرخه می‌رفت در حین درس خواندن تابستان هم کار می‌کرد و می‌گفت : برای یک فرد مسلمان در گرما کارگری افتخار است

در سن نوجوانی همیشه در ماههای محرم و صفر و رمضان تماماً در مساجد بود تا اندازه زیادی بر مسائل مذهبی‌‌اش مسلط بود از سن ۹ تا ۱۵ سالگی نماز را شروع کرد و همیشه با دوستان و خانواده که صحبت می‌کرد با خوشحالی می‌گفت : تا حالا تمام واجباتم را انجام داده‌ام .

در اول انقلاب هم در روستا فعالیت چشمگیری داشت و در تمام تظاهرات و راهپیمایی‌ شرکت می‌کرد حتی اگر می‌فهمید که سخنرانی یا راهپیمایی مهمی در شهرها و روستاهای اطراف هست با اینکه فاصله زیاد بود اما شرکت می‌کرد .

از نظر رفتار و اخلاق گاهی در برابر پدر یا مادر یا برادر بزرگتر سربلند نمی‌کرد با دوستان و آشنایان هم طوری بود که دوستانش سعی می‌کردند همراهش باشند در ۱۷ سال عمرش گاهی نشد که کسی ناراحت از رفتارش شود بعد از پیروزی انقلاب در پخش پوسترها و روزنامه‌های اسلامی و عکسهای امام و دیگر شهدا در روستا نقش بسزایی داشت .

در اولین روزی که بسیج وارد روستا شد عضو آن شد و به خانه ‌آمد خیلی خوشحال بود و می‌گفت : حالا خوب است که می‌توانم بهتر فعالیت کنم در فعالیتهایی که از طرف بسیج در روستا انجام می‌شد همیشه سعی می‌کرد همکاری بیشتری داشته باشد.

شبها با دست خالی نگهبانی می‌داد قبل از آنکه به بسیج اسلحه بدهند از نظر مذهبی هم واقعاً کسی بود که همیشه سعی می‌کرد مسائل واجب را حتماً را انجام دهد .

نماز را با دقت می‌خواند روزه را مرتب می‌گرفت حتی در ماه مبارک رمضان با این هوای گرم و روزهای طولانی با دهان روزه مرتب چوپانی میکرد و کارهای خانه را هم انجام می‌داد.

در ماه رمضان چون هوا گرم بود برای تامین یخ برای عده‌ای از مردم که امکانات نداشتند دوازده کیلومتر راه را می‌پیمود و به گناوه می‌آمد تا برای مردم محروم روستا در ماه رمضان آب خنک تامین نماید و همیشه شبها این کار را انجام می‌داد.

بعد از اینکه جنگ تحمیلی آمریکا از آستین صدام بیرون آمد به جبهه اعزام شد مدت سه ماه و ده روز در جبهه غرب مریوان بود بعد از اینکه از جبهه مریوان آمد مدت ۱۵ تا ۲۰ روز در خانه بود

و می‌گفت که می‌خواهم دوباره به جبهه بروم و زندگی در این موقعیت برای یک مسلمان ننگ است در این مدت چند روز هم در بسیج گناوه و روستای عباسی فعالیت می‌کرد در بهمن ماه ۱۳۶۰ بود که سپاه پاسداران از کلیه کسانی که به جبهه رفته‌اند خواستند که خودشان را به این سپاه معرفی نمایند تا به جبهه اعزام شوند شهید شهریاری فوراً ثبت نام کرد و اعزام به جبهه شد و پس از یک دوره آموزشی در شیراز روانه شوش گردید و در حمله فتح المبین در تاریخ ۱۳۶۱/۱/۲ به لقاء الله پیوست .
یادش گرامی و راهشپر رهرو باد.

بازدید: 11