وصیتنامه شهید :

اکنون که در مرزهای خونین ایران این برادران ایثار گر ما با تمامی وجود این قله های عظیم و شهادت را در می نوردند  هر لحظه دسته ، دسته به سوی معشوق خود می شتابند و هر طلوعی نو را به سپیده دم صبح عاشورا  بدل می‌نمایند . اینگونه مشتاقانه با خون خود وضو گرفته و این رخسارهای نازنین خود را به خاک و خون آغشته می کنند و فریاد احق طلبانه خویش را در گوش ما زمزمه می کنند و روحشان در پهنه آسمانها ی بیکران به پرواز در می آید .

خود نیز تصمیم به چنین کاری گرفتم و عاشقانه به سوی کربلاهای غرق در خون ایران شتافتیم تا شاید بتوانیم با بازوی ناتوان خود دلیرانه به سرکوبی دشمنان اسلام بپردازیم . و از آنجایی که هدف خود را جز جنگیدن در راه خدا و شهادت در این مسیر  چیزی دیگر نمی دانستم این عزم را به مرحله اجرا در آوردم و هم اکنون که راهی جبهه های نبردم و میروم تا خون خود را به امواج خروشان خونهای برادرانم پیوند دهم

مفتخرم و امیدوارم که به همین زودی از این جهان پست و مادی نجات یابم و جان خود را تقدیم معشوق خود نمایم و پیامی دارم به همشهریان شهید پرورم و آن اینکه حتی برای یک لحظه هم که شده امام را فراموش نکنند و همیشه دعا گوی او باشند و از خداوند بخواهند که او را در پناه خودش حفظ گرداند . اگر سعادت شهادت را یافتم در هنگام تشییع عکسم را همراه با عکس امام و همچنین عکسهای برادرمان مجید و جواد و علیرضا در جلوی تابوتم قرار دهند .

تابوتم را گلباران نکنید زیرا که خود روانه گلستانم . بر مزارم عزاداری نکنید زیرا که خود تا آخرین لحظه حیاتم عزادار حسین بودم و همچنین از شما می خواهم که مرا به هیچ وجه غسل ندهید و مرا با همان لباسهای رزم همچون جواد به خاک بسپارند . از خانواده‌ام خصوصا از مادر مهربانم می خواهم که مرا ببخشد و از او می‌خواهم که به جای من برادر کوچکم بهنام را ببوسد ـ اگر دوستانم از من کوچکترین ناراحتی دارند امیدوارم که مرا حلال کنند و در آخر سلام همه همکلاسی هایم را می رسانم و از آنها می خواهم که در مدارس به خوبی از سنگر مقدسشان حفاظت نمایند و به دشمنان و منافقان هرگز اجازه نفوذ در خود را ندهند . به امید پیروزی هر چه زودتر رزمندگان اسلام . خداوند یاور همگی شما باشد .

 

«سلام الله علی عباد الصالحین»
بهروز بهروزی ۱۳۶۰/۸/۹

 

——————————————————————————————————————————————

 

بازدید: 0