شرح زندگي :

 

بسم رب الشهدا والصديقين

شهيد بهزاد بهزادي در يك خانواده مذهبي و متدين و فقير در آذر ماه ۱۳۴۳ در روستاي گاودار امامزاده حسن ديده به جهان گشود .

وي به قرآن و دين علاقه وافري داشت و از همان دوران كودكي  به فرائض ديني كه هنوز بر او واجب نشده بود پرداخت . شهيد بهزاد بهزادي از نظر اخلاق كم نظير بود و در برابر هر گونه گرفتاري و ناملايمات زندگي كه برايش پيش مي آمد صبر و استقامت و گذشت از خود نشان ميداد . شهيد خيلي كم صحبت ميكرد و هيچ وقت  در ميان سخنان ديگران صحبت نميكرد كه كسي از او برنجد .

شهيد با آن تنگدستي و فقيري كه داشت دوران ابتدايي تحصيلات خود را در زادگاهش و سپس براي ادامه تحصيل به گناوه آمد و كلاس اول راهنمايي را نيز در اين شهرستان گذراند بعلت فقر خانوادگي و پيري پدر و مريضي مادر نتوانست به تحصيل ادامه دهد و ناچاراً از آن زمان تحصيل را رها كرد و بار سنگين مسئوليت خانواده را بعهده گرفت و براي آنكه بتواند زندگي خود و خانواده‌اش را تامين كند مقداري جنس ميخريد و از گناوه يا جاهاي ديگر به روستاها اطراف ميبرد و ميفروخت و با سود ناچيزي كه عايدش ميشد امرار معاش ميكرد و از زندگي خود لذت ميبرد .

شهيد پس از پيروزي انقلاب اسلامي  در روستاي خود و در كنار برادران روستاي خود بسيج محل را تشكيل دادند و شبها تا نيمه شب نگهباني روستاي خود و اطراف را عهده دار بودند و روزها با وجود خستگي كه از شب برايش پيش آمده بود با شوق و هيجان به كار ميپرداخت چرا كه اعتقاد داشت كه انسان با كاري كه براي مايحتاج زندگي انجام ميدهد خسته نمي شود .

با شروع جنگ تحميلي در قسمت تخليه مواد سوخت شركت نفت فلات قاره نقش فعالي داشت و هر وقت كه لازم بود انجام كار برايش شب و روز نداشت و دائم در محل كار خود كه در ۱۵ مايلي امامزده حسن در دريا قرار داشت با كمال شوق و اشتياق انجام وظيفه میكرد و در كشتي سوخت رسان فعالانه كار خود را به نحو احسن انجام ميداد و با علم به اينكه دائم در تير رس صداميان و حمله موشكي آنها قرار دارد اما هيچ وقت اظهار پشيماني از خود نكرد و معتقد بود كه بخاطر تداوم انقلاب اسلامي تا پاي جان اين كار را ادامه ميدهم و همين كار را هم كرد و سرانجام به آنجايي كه آرزو داشت رسيد و در روز ۱۹ شهريور ماه سال ۶۵ در ساعت ۶ بعد از ظهر مورد اصابت بمبهاي هواپيماهاي مزدوران بعثي عراق قرار گرفت و در سن ۲۲ سالگي به فيض شهادت نائل گرديد .

شهيد در سال ۱۳۶۴ ازدواج كرد و هميشه آرزو داشت كه صاحب فرزند شود از آنجا كه خداوند اينطور خواسته بود يك شب پس از شهادتش اولين فرزندش كه پسر بود پا به عرصه وجود گذاشت ولي افسوس كه بهزاد آرزوي ديدنش را به گور برد .

شهيد بهزاد بهزادي هيچ وقت دعا براي سلامتي امام و پيروزي رزمندگان را فراموش نميكرد .  به اميد پيروزي لشكريان اسلام در جبهه هاي نور عليه ظلمت و سلامتي و طول عمر رهبرعزيزمان .

روحش شاد و يادش گرامي و راهش پر رهرو باد .

والسلام