وصیت نامه

 

شماره ۱

 

بسم الله الرحمن الرحیم

  الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما كنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله

 

سپاس خدایی را كه به ما نعمت زندگی كردن در چنین عصر و زمانی را عطا فرمود و سلام و درود  به رهبر كبیر و رزمندگان اسلام در جبهه اینك كه راهی جبهه جنگ می‌باشم .

 

چند كلمه ای به رسم یادگار می نویسم زیرا من در زندگی هیچ چیز ندارم كه بخواهم وصیت آن را بكنم ولی آنچه تجربه و درك از زمان را دارم به كلیه برادران و خواهران عرض می‌كنم و آن اینكه رهبر را تنها نگذارید زیرا تنهایی امام به معنی شكست انقلاب و دوباره غرق شدن در منجلاب بدبختی و نكبت می باشد و تا شما با هم هستید تهدیدات امریكا هیچ اثری نخواهد داشت و از مسئولان مملكت (شهرمان) می‌خواهم كه این اختلافات را كنار بگذارید و فقط برای خدا كار كنند كه تنها كار برای خدا انسان را از انحراف نجات می‌دهد .

در ضمن به تمام ابر قدرتها هم می‌گویم كه هم شما ملت ایران را خوب می‌شناسید و ما شما را می‌شناسیم ـ شما قدرتی ندارید و از درون پوسیده‌اید فقط تبلیغاتی بیش نیستید كه با آن تبلیغات هم فقط می‌توان مردم ناآگاه را فریب داد و مردم ایران از روزی كه شعار نه شرقی و نه غربی را سر دادند خود را برای همه چیز آماده كردند ملت ایران مدت پنج سال است كه چوبة دار را به پشت خود حمل می‌كنند منتهی كسی را نمی‌بینند كه این چوبه دار را بكوبد و آنها را به دار بكشد این جور ملت را نمی‌توان گول زد و آنها برای مبارزه با ارتش آمریكا روز شماری می‌كنند تا بر شما ثابت كنند كه شكست شما در  ویتنام ناقص بود.

 و در پایان مقداری پول از اسماعیل لشكری ، نادر ابراهیمی امرالله منظم و علی …… بدهكار هستم اگر خداوند مرا قابل دانست و سعادت شهادت نصیبم شد از برادرانم می خواهم كه آنها را پس بدهند. 

 

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار

۱۳۶۲/۶/۶

 

***********************************************

 

شماره ۲ :

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

« و قاتلوا هم حتی لا تكون فتنه و یكون الدین لله»

 

درود بی‌پایان به منجی زمان ، امام و امت شهید پرور امام و درود بر شهیدان گلگون كفن كه مرگ را بر ننگ تسلیم و در برابر كفر ترجیح دادند و عاشقانه جان را در طبق اخلاص نهادند و فدای قدم دوست كردند و بر نگذاشتند كه تاریخ یك بار دیگر تكرار شود و شاهد تنهایی فرزندان رسول الله باشد زیر پس از ۱۴۰۰ سال یك بار دیگر صحنه كربلا تكرار شده است .

 

در این سو حسین و یارانش و در آن سو یزید است و شمر و حرمله و …. و اینك ای برادر و ای خواهر مائیم نظاره گر این صحنه كه باید از دور راه یكی را انتخاب كنیم ، یا صف یزیدیان  یا باید در صف حسینیان بایستیم زیرا راه سومی وجود ندارد وصف بی‌تفاوتها و گوشه نشینها با صف یزیدیان وصل است و چون بارها گفته‌ایم كه ما اهل كوفه نیستیم امام تنها بماند باید به گفته خود عمل كنیم .

 

ای برادر اینك اسلام  فرزندان راستین خود را خواهند شناخت برخیز و بار سفر بربند زیرا در دنیایی كه دوستی فریب است و معیار ارزشها پول است ، اعمال حیوانی تمدن است عشق و عاشقی شهوت رانی است و انسانیت مسخ شده و به عبث رسیده است در چنین دنیایی زندگی چه ارزشی دارد گیرم كه چند صباحی در این خراب  آباد زنده بودی چه سودی خواهی برد .

 

 آیا نشستن و هر روز شاهد پاره پاره شدن پیكر مسلمانان در سرتاسر این كره خاكی بدون زندگی كردن است ؟ آیا نوكری آمریكا را قبول كردن آرامش است ؟ آیا خداوند با ما نبوده كه فرموده است با آنها بجنگید تا فتنه بخوابد و همه به دین خدا در آیند اگر چه چنین است پس ای برادر برخیز زیرا می‌ترسم كه فردا خیلی دیر شده باشد .

 

در پایان به برادرانم عرض می‌كنم كه بیش از پیش به پدر و مهدی محبت كنید زیرا پدر پیر است و داغ فرزند دیده است و مهدی كوچك است و مصیبت از دست دادن پدر را دیده است نكند خدای نا‌‌‌‌‌‌‌‌كرده وقتی خودتان صاحب فرزند شدید آنها را فراموش كنید . در ضمن حقوقم را به برادرانم ستار یا غفار بدهید تا بدهكاری‌هایم را بپردازند . در ضمن اگر بعد از من كسی كار خیری داشت و به خاطر من خواست آن را عقب بیندازد برادرانم باید به خانه او بروند و از او بخواهند كه كارش را انجام دهد . همینطور برای برادرم محمد بیشتر از یك هفته برای من معطل نشود . والسلام

 

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی كنار مهدی خمینی را نگه دار 

۱۳۶۵/۱/۲۰

——————————————————————————————————————————————

 

یادداشتهای شهید 

 

نیایش 

بار خدایا !

تو شاهدی در این سه سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود بارها خواستم به جبهه بیایم اما هر بار چیز غیر از وجود مقدس تو بر سر راهم می‌آمد و من از رفتن به جبهه باز می ایستادم اما اینك تو شاهدی كه بجز خواست رهبر كه رضای تو نیز در آن است هدف دیگری ندارم تنها به تو می اندیشم و از تو كمك می خواهم .

 

خدایا !

به من توفیق خدمت در راهت عطا بفرما مرا هدایت كن .

 

بار خدایا !

تو آنچنانی كه من می‌خواهم مرا آنچنان كن كه خودت دوست می‌داری خداوندا زندگی در خدمت  چنین رهبری و سجده ذاتی شیرین و گواراست و این بنده تو دوست دارد كه بیشتر از این بتواند اطاعت امر تو را بكند اما اگر این پرستش و اطاعت بندگی را با شهد شیرین شهادت تكمیل فرمایی چنان عاشقانه آنرا پذیرا خواهم شد كه گویی كودكی شیر از پستان مادرش می‌نوشد .

 

خداوندا!

 دوست دارم برای رضای تو در آن جای كه همه در فكر خود باشند (من به تنهایی) این جسم خاكیم را آنقدر ریز ریز كنند كه با ملكولهای هوا مخلوط شود و دوست دارم در موقع تقسیم هدایا و غنایم تنها برای رضای تو به نانی و آنی كه برای زنده ماندن لازم است قناعت نموده و كنار بنشینم .

 

بار خدایا !

تو شاهدی كه در زندگی بر من چه گذشته و چگونه از بدو تولد تا كنون زندگی یكنواخت خود را سپری نمودم ولی هیچ موقع تو را فراموش نكرده و از تو سرپیچی ننموده‌ام ، از تو می خواهم كه از این به بعدتا زمانی که زنده‌ام تنهایم نگذاری و از خطا و انحراف بازداری مرا .

 

 بار الها !

تو را به حق خون حسین قسم می‌دهم امید ما را و امام ما را و محبوب ما را خمینی ما را كه تمام جهان این ضد انسانهای بی دین ـ وجود مبارك ایشان را بر خلاف منافع خود می‌بینند هم چون ابراهیم كه در آتش نجاتش دادی از گزند حوادث محفوظ بداری . 

       

تاریخ : ۱۳۶۲/۶/۶

——————————————————————————————————————————————