شرح زندگی

 

شرح زندگی

 

شهيد خسروي در سال ۱۳۴۲ در شهر گناوه در خانواده اي بسيار مذهبي و متدين به دنيا آمد . دوران كودكي را در دامان مادري مومنه و در كنار پدري مومن و دوستدار اهل بيت (ع) گذراند . او از همان اوائل كودكي با قرآن و مكتب حيات بخش اسلام آشنا و شيفته امام حسين (ع) و ائمه اطهار شد . . دوران ابتدائي را در دبستان عرض با موفقيت به اتمام رسانيد و در اين دوران در كلاسهاي درس روحانيون اعزامي از حوزه علميه قم شركت مينمود و از كلاس آنان استفاده ميبرد

دوران تحصيلی راهنمائي را در مدرسه راهنمائي عنصري با كوشش هر چه تمامتر گذراند در سال ۵۶ در تظاهرات و راهپيمائيها فعالانه شركت مي كرد . بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در سنگر مدرسه فعاليت بسزائي داشت . در سال ۵۸ –۵۹ در رشته علوم انساني در دبيرستان دكتر شريعتي مشغول به تحصيل شد و همان سال در اين رشته موفقیت كسب نمود . با تشكيل بسيج ، در همان مرحله به بسيج رفت و بعد از اتمام مراحل آموزش به جبهه سوسنگرد و مالكيه اعزام شد . بعد از اتمام اين دوره به گناوه برگشت . بعد از مدت كوتاهي دوباره عازم جبهه دب حردان شد .

پس از پایان ماموريت به گناوه بازگشت . مجددا پس از مدت كوتاهي دوباره به جبهه غرب رفت و مدت چهار ماه در جبهه نوسود و در شمشير مبارزه كرد . دوباره به بستان رفت و در حمله طريق القدس شركت كرد . در اين خطه بود كه بر اثر شليك آرپي جي از ناحيه گوش آسيب ديد . پس از بهبودی و مدتي استراحت دوباره به جبهه شوش رفت و در عمليات فتح المبين شركت كرد و پس از مبارزات فراوان و كشته و مجروح ساختن دشمن و به آتش كشيدن تسليحات نظامي دشمن متجاوز بعثي در تاريخ : ۲/۱/۱۳۶۱ به معشوق پيوست .

 

يادش  گرامي راهش پر رهرو و مستدام باد .

 

****************************************************

 

شرحی دیگر از زندگي شهید از زبان رزمنده سليمان كمالي : 

 

شهيد جواني شجاع ، غيور ، نيرومند و بي باك و داراي صفات پسنديده بود .در سالهاي ۶۰–۵۹ كه اوج فعاليت منافقين بود ، شنيدن نام شهيد (حر ) لرزه بر اندام آنها مي انداخت . در مقابله خياباني با منافقين به شدت با آن برخورد مي كرد و كسي را ياراي مقابله با او نبود .تمام هدفش پيروزي اسلام و شكست دشمن متجاوز و اصلاح جوانان فريب خورده بود كه در دام منافقين افتاده بودند . در جبهه از همه همرزمانش بر جسته تر و پيشقدم تر در ماموريتهاي خطرناك بود . اينجانب بيش از يك بار توفيق همراهي و همسنگري با اين شهيد عزيز را در جبهه نداشتم ، آنهم در جبهه نوسود و بر فراز قلعه هاي سر به فلك كشيده بود كه ماموريت پر اقتدار محافظت از قلعه هاي فتح شده  بعهده داشتيم .

هر شب از سمت شرق از سوي كربلا و از سمت مغرب از سوي ارتش زير آتش قرار مي گرفتيم . هر وقت كه خبر حمله يا تحركي از سوي عراق به ما مي رسيد ، شهيد دلاور ما به همراه فرمانده گروهان و ساير همرزمان به سرعت خط را بازديد مي كردند و بلافاصله در كمترين زمان ممكن نيروها در محل خود مستقر مي شدند و شهید نیز خیلی زود پشت تير بار ژ-۳ مستقر و موضع ميگرفت .

 اين شهيد عزيز با شجاعت و بي باكي مخصوص خود و با قدرتي كه داشت به تنهايي با گرداني مقابله مي كرد . شهيد سرافراز ما در يكي از مراحل عمليات بزرگ فتح المبين به همراه تني چند از همرزمانش جام شهادت را از دست ساقي عشق نوش جان كرد و شهر گناوه را سوگوار خود ساخت .

مردم شریف گناوه در تشيیع پيكر شهيدان عمليات فتح المبين ثابت قدم و استوار با سرافرازي لاله هاي پر پر شده جبهه هاي حق عليه باطل را بر فراز دستهاي نيرومند خود تا گلستان شهدا بدرقه نمودند و از عطر بهشتي آنان جسم و جان خود معطر نموده و نيرو مي‌گرفتند و  با شعارهای (جنگ جنگ تا پيروزي) و (شهيدان زنده اند…) بر تداوم راه سبز شهیدان تاکید ورزیدند. 

 

___________________________________________________________________________________