شهید حسین خسروی

نام پدر :ابول

تاریخ تولد :۱۳۴۹/۰۷/۱۰

تاریخ شهادت :۱۳۶۵/۱۱/۰۳

محل تولد :بندر گناوه

محل شهادت :شلمچه

آرامگاه :گناوه

_______________________________________________________________________________________________

زندگی نامه شهید

شهید حسین خسروی فرزند حاج ابول در سال ۱۳۴۹ در شهر گناوه در خانواده ای مذهبی و متدین پا به عرصه وجود گذاشت

کودکی را در دامان مادری مومنه و در کنار پدری مومن سپری و پا به عرصه نوجوانی و جوانی گذاشت .

معنویت حاکم بر خانواده از او جوانی متدین با اخلاق و عاشق دین ، مکتب و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت و عاشق انقلاب و امام خمینی ساخته بود.او همیشه به حرف بزرگترها توجه میکرد متواضع بود علاقه عجیبی به مسجد و عبادت داشت .

برادر او حر خسروی در عملیات فتح المبین به شهادت رسیده بود و او میگفت باید راه برادرم را ادامه دهم و عاشق جبهه شده بود تا اینکه طی سه مرحله به جبهه نور علیه ظلمت اعزام شد .سرانجام پس از روزها مبارزه و ایثار گری در راه خدا و دفاع از سرزمین مقدس جمهوری اسلامی ایران در عملیات کربلای ۵ در مورخه ۱۳۶۵/۱۱/۰۳ بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر و سینه به شهادت رسید تا به آرزوی دیرینه اش نائل آید ،پیکر مطهر شهید در کنار قبر برادرش شهید حر خسروی در گلزار شهدای گناوه به خاک سپره شد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

_________________________________________________________________________________________________________

نامه های شهید

قسمتی از نامه شهید به خانواده دو روز قبل از شهادت

بسمه تعالی

خدمت پدر بزرگوارم جناب آقای حاج ابول خسروی و مادرم و برادرانم و خواهرانم ….

پس از عرض سلام سلامتی شما را از درگاه قادر متعال خواهان و خواستارم ، امیدوارم که حالت خوب باشد و هیچگونه ناراحتی نداشته باشی

اگر از حال اینجانب فرزند حقیرت حسین خسروی خواسته باشید الحمدالله سلامتی بر قرار است و هیچگونه ناراحتی ندارم به جز دوری شما .

حال که این نامه را می نویسم ساعت نزدیک به ۹ صبح است دور مقر تاکینکی شلمچه نزدیک منطقه عملیاتی کربلای ۵ مستقر هستیم و شب بیست نهم در مرحله دوم عملیات شرکت کردیم و الحمدالله به سلام برگشتم و حال منتظر عملیات بعدی می باشیم و ان شاء الله طوری که فرماندهان می گویند امشب عملیات است و این نامه را که نوشتم برای این است که شاید دیگر نتوانم ان شاءالله برایتان نامه بنویسم .

پدر جان و مادر جان در مدتی که در نزد شما بودم شما برایم زحمات زیادی کشیدید و خون دل خوردید . و من واقعا شرمنده هستم نزد شما و بلعکس در این مدت من به شما زجرهای فراوان وارد کردم و ناتوان هستم به اندازه سر سوزنی زحمات شما را ادا کرده باشم از شما حلالیت می‌طلبم

و خواهش می کنم که مرا حلال کنید از اقوام و خویشان خود حلالیت می‌طلبم .

پدر جان از طرف من از تمامی مردم و کسانی که کوچکترین حقی بر گردن من دارند حلالیت طلب کن شما برادرانم محمود و عباس از بچه های محله و مسجد و مدرسه برایم حلالیت طلب کنید .

پدر جان بهرام غریبی هم در کنارم می باشد و در شب عملیات قبل در کنار هم بودیم دستمان را در دست همدیگر گذاشته بودیم تا از یک دیگر جدا نشویم و بچه بسیار خوبی است و خیلی به من احترام می گذارد و با هم مثل برادر هستیم .

دیگر عرضی ندارم و همه شما را به خدای بزرگ می سپارم از همه شما می خواهم که امام را تنها نگذارید و همیشه گوش به فرمان او باشید چون او نائب مهدی (ع) است و هر کس نافرمان حضرت مهدی (ع) کند کافر است اسلحه‌ام را بر زمین نگذارید و راهم را ادامه بدهید .

مبادا در مرگم بی حجابی کنید . پدر جان همانطور که در مرگ برادرم حر صبر کردی در مرگ من نیز چون کوه استوار باش و مادر و خواهرانم …….. سلام برسانید . دیگر عرضی ندارم .

خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

در ضمن یک عدد دوربین عکاسی متعلق به برادر مجروح عبدالحسین باغبانی که در محله باباعلیشاه می باشد و فیلم موجود در آن نیز متعلق به خود باغبانی می باشد ،حتما به دستش برسانید دوربین را .

والسلام متشکرم
فرزند کوچک شما حسین خسروی
۱۳۶۵/۱۱/۱
منطقه شلمچه

________________________________________________________________________________________________________

وصیت نامه شهید

سم رب الشهداء و الصدیقین

ما راست قامتان جاویدانه تاریخ خواهیم ماند .
( شهید بهشتی )

با درود و سلام بی کران بر رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله امام خمینی و درود بر تمامی رزمندگان جبهه های حق علیه باطل و سلام بر تمامی شهیدان از هابیل تا حسین (ع) و از حسین (ع) تا شهدای جنگ تحمیلی .

حال که می روم تا راه کربلای حسین (ع ) را بر تمامی جهانیان بگشایم و جان ناقابلم در راه اسلام و قرآن و میهن عزیزم ایران فداکنم هدفی جز الله ندارم و میروم تا جان خویش را در راه خدا فدا نمایم و آزادی بگیرم و خون خویش را برای آبیاری درخت اسلام بر زمین بریزم و ندای هل من ناصر ینصرنی امام امت را لبیک گویم .

حال که روانه دشت کربلای ایران می شوم می روم تا حماسه ای دیگر بیافرینم و چون علی اکبر بسوی لشکر یزید زمان یورش ببرم و دستشان را از سر ملت محروم ایران کوتاه نمایم .

ای کاهش صد جان داشتم تا در راه اسلام فدا نمایم . ای همرزمانم همانطور که من راه برادر شهیدم حر را ادامه دادم و اسلحه‌اش را از زمین بلند نمودم و به سوی کفار نشانه رفتم شما نیز راهم را ادامه دهید و اسلحه‌ام را از روی زمین بردارید . مبادا کسی به اسم من بخواهد به این انقلاب خیانت نماید هرگز این کار را انجام ندهد .

در ضمن تقاضاهایی که از شما دارم این است که برایم سیاه نپوشید و گریه نکنید اگر می خواهید برای من گریه نمائید برای امام حسین ( ع) گریه کنید که بدن نازنینش سه روز و سه شب روی ریگهای داغ سرزمین کربلا افتاده بود .

مرا در گلستان شهدای بندر گناوه دفن کنید . والسلام
حسین خسروی

بازدید: 2