وصیت نامه شهید

مورخه : ۱۳۶۲/۱۲/۰۳

 

« قل یا ایها كافرون لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد والا انا عابد ما عبدتم و لا انتم عابدون ما اعبد لكم دینكم ولی دین »

 

« بگو ای كافران مشرك من آن را كه شما می پرستید هرگز نمی پرستم و شما هم آن خدایی را كه من می پرستم پرستش »

 

ملت عزیز ایران ، دوستان و برادران عزیزم من حقیر چیزی ندارم كه به شما وصیت كنم و من كوچك تر از آنم كه برای شما وصیت داشته باشم ولی به عنوان یك برادر كوچكتر از شما چند كلمه ای بر روی این كاغذ سفید می نویسم از من بپذیرید .

برادران عزیز از این موقع حساس كه دشمن اسلام و مسلمین در حال نابودی است شما اتحاد و یك پارچگی خود را با رهبری قاطع امام عزیزمان حفظ كنید و هر حركتی كه امام عزیزمان میكند پشت سر او حركت كنید و به جهانیان بگویید كه ما اهل كوفه نیستیم كه پشت امام را خالی كنیم ولی در عكس هستیم حاضریم حتی جان و تمام دارایی خودمان را در راه این پیر فدا كنیم  چون راه او را ه حسن (ع) است و حماسه او حماسه كربلا را تكرار نمود .

 برادران و خواهران عزیز اگر احیاناً در بازار كمبودی مشاهده شد به دولت خدمت گذار فشار وارد نكنید و چون ما در حال جنگ هستیم و جنگ همه چیز دارد كمبود هم دارد پس سعی كنید احتكار نكنید و بگذارید در این مملكت حتی اگر یك قرص نان باشد بین تمام ملت تقسیم گردد و هر كس حق خود را بگیرد و اما شما برادران پاسدار عزیزم سعی كنید كه همیشه رابطه خود را با جوانان این مملكت حفظ كنید و آنها را ارشاد كنید و راهنمایی نمایید و آنها را در محدوده انقلاب نگه دارید و نگذارید كه خدای نكرده منافقین بین جوانان ما نفوذ كنند و آنها را منحرف كنند و آنها را مقابل نهضتی كه متعلق به خود آنهاست از وجود آنها به عنوان سنگر استفاده نمایید . برادران و خواهران مبارز مسلمان همیشه پشتیبان امام و رزمندگان اسلام باشید و آنها را تدارك كنید و مایحتاج آنها را برآورده سازید و شما برادران و دوستان عزیز اگر مرا دوست دارید و به عنوان یك برادر كوچكتر قبول دارید هیچ وقت نگذارید كه خون بنده و سایر شهدا پایمال شود دیگر عرضی ندارم .

و اما شما پدر و مادر عزیزم من همیشه به شما افتخار كردم كه همیشه مرا با تشویق خود در صحنه مبارزه با كفر نگه داشته‌اید و روح مبارزه را در وجودم پرورش دادید واقعاً افتخار میكنم پدر و مادر عزیزم از حقوق ناچیز خودم به طلبكاران بدهید و مقداری را صرف هزینه زندگی شما و همسرم و فرزندانم نمایید .

و شما همسر عزیزم باید مرا ببخشید كه نتوانستم برای شما شوهر خوبی باشم و همیشه شما را اذیت كرده بودم امیدوارم كه مرا ببخشید و مرا حلال كنید و از پسرم به خوبی پرستاری كنید و وقتی كه بزرگ شد هر جا كه ظلمی را مشاهده كردی یا اسلام را در خطر دیدی آن را به مبارزه وادار كن و این پیكر بی روح مرا در خرمشهر به امانت به خاك بسپارید و بعد از آزادی كربلا به كربلا منتقل نمایید به امید پیروزی اسلام بر كفر جهانی و ظهور حضرت مهدی (عج) .

خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار حتی كنار مهدی تو نگهدارش باش .

 

عبدالحسین سنگور زاده