زندگی نامه شهید

شهيد عبدالعزيز رستمي فرزند حيدر در سال ۱۳۴۲ در خانواده‌اي مذهبي در روستاي كمالي متولد شد و به دليل رفت و آمد روحانيون به منزل ايشان به خصوص تو‌صيه‌هاي پدر بزرگش مرحوم حاج ‌رضا علاقه خاصي به روحانيت داشت و در همان دوران كودكي با مسائل اسلام آشنا شد .

وي قبل از آنكه به سن بلوغ برسد شروع به خواندن نماز و گرفتن روزه نموده بود .

در مراسم روضه خوانی ماه‌هاي محرم و رمضان در هر شرایطی شرکت می نمود و به نوحه سرائي و خواندن دعاي كميل در شب‌هاي ماه رمضان مي‌پرداخت .

وي به علت گرفتاري خانوادگي و ادامه تحصيل برادر بزرگتر با وجود هوش سرشاري كه داشت ناچار به توقف تحصيلات خود در مقطع ابتدائي شد تا به كمك پد به كار و امرار معاش خانواده بپردازد و بتواند باري از دوش پدرش بردارد .

وي تابستان سال ۱۳۶۰ ازدواج كرد و از او يك فرزند پسر باقي است شهيد رستمي با توجه به علاقه خاصي كه به انقلاب و جمهوري اسلامي داشت به ويژه سپاه پاسداران كه آنها را نگهبانان دين و جمهوري اسلامي مي‌دانست خود نيز جهت همكاري با آنها وارد اين نهاد انقلابي شد .

وي هميشه آرزوي شهادت داشت و وقتي كه در گلزار شهدا مي‌آمد مي‌گفت خوب است انسان شهيد شود چقدر اين شهدا ارزش دارند .

آري او همان طور كه دوست داشت و خود نيز به خواب ديده بود در آخرين مرتبه كه به مرخصي آمده بود يك نسخه از وصيت نامه‌ و يك قطعه عكس به برادرش داده بود و گفته بود كه من اين‌بار شهيد مي‌شوم و جسدم نیز تا مدتي پیدا نمي‌ شود و از طرفم از تمام ‌كساني‌كه حقي بر‌‌‌ گردنم دارند حلالي بطلبيد ؛

آري او همانطور كه گفته بود در عملیات والفجر ۲ پس از پيروزي‌هاي چشمگير در روز ۱۳۶۲/۵/۱۰ عاشقانه به ديدار معبودش شتافت و پیکر مطهرش نیز پس از مدت زمان نزديك به ۱۲ روز به منزلگاه ابديش گلزار شهداي گناوه در كنار ديگر دوستانش قرار گرفت .

روحش شاد و راهش پر رهرو باد