شهید عبدالله رستمی

نام پدر : فتح الله

تاريخ تولد : ۱۳۰۹/۲/۱۷

تاريخ شهادت : ۱۳۶۳/۱۲/۱۸

محل تولد : بندر گناوه

محل شهادت : سومار

آرامگاه : گناوه

________________________________________________________________________________________________

زندگی نامه

شهید عبدالله رستمی در روستاي كمالي يكي از روستاهاي تابعه شهرستان گناوه چشم به جهان گشود
دوران كودكي خود را در همان روستا سپری نمود.

در سن جواني به كار كشاورزي و دامداري مشغول بود و در سال ۱۳۵۶ به شهر گناوه مراجعت نموده و به شغل ملواني پرداخت و ايشان هم در زمان انجام امور كشاورزي و دامداري و هم در زمان اشتغال به امور ملواني مورد مهر و محبت دوستان بوده و ایشان از وي تعريف و تمجيد مي‌نمودند .

از دیگر ویزگیهای شهید می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

شركت در نماز جماعت ، شركت در كليه مراسمات سوگواري آقا ابا‌‌‌عبدالله‌ الحسين (ع) ، شركت در مراسمات دعاي كميل بطور مدام و مشرف شدن به مشهد مقدس .

عضو شوراي محل و حل مشكلات مردم محله

خوش اخلاقی و مردم داري و سركشي به همسايگان و دوستان و صله رحم از اخلاق بارز شهيد بوده كه تا هنوز از زبان مردم مي باشد .

شهید پس از حضور در جبهه ای نبرد و پس از رشادتهای فراوان سرانجام در منطقه به فیض عظمای شهادت نائل گرديد.

روحش شاد یادش گرامی باد

_______________________________________________________________________________________________

وصیت نامه شهید

بسم رب الشهداء و الصدیقین

« و عتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا »

جملگي به ريسمان محكم الهي چنگ زنيد و متفرق نشويد
(قرآن كريم)

با سلام و درود به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران و منجي عالم بشريت حضرت مهدي موعود (عج) و با درود فراوان به امت حزب الله و شهيد پرور شهرستان گناوه و با درود فراوان به رزمندگان عزيز در جبهه هاي حق عليه باطل و با درود به بازماندگان شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه از خداوند متعال اميدواريم به آنها صبري جليل عنايت فرمايد .

اينجانب فرزندي از فرزندان كوچك اسلام و سربازي از سربازان امام زمان (عج) و يكي از ياري دهندگان حسين زمان خميني بت شكن مي باشم كه با جان و دل عاشقانه و مخلصانه اين راه را انتخاب كرده‌ام و هيچ اجباري هم در آن نيست

حال كه سه سال از اين جنگ تحميلي عراق جنايت‌كار مي‌گذرد ، خداوند اين سعادت ديرينه كه براي اين بنده حقير باور كردني نبود نصيبم نمود و توانستم با اين سن زياد در كنار اين سربازان امام زمان (عج) و ياران حسين (ع) بشتابم و عاشقانه بر دشمنان اسلام و قرآن بتازم .

آري اي عزيزان امروز خداوند به ملت ايران نعمتي ارزاني داشت كه ملتهاي غيره از اين نعمت هاي بزرگ بر‌‌خوردار نيستند و آن رهبر كبير پير جماران است كه قلبش براي ميليونها مسلمان مستضعف مي‌تپد و او هميشه فرياد بر مي‌آورد كه ملت غيور ما امروز بايد از پير و جوان به جبهه‌ها بروند

و اين يك واجب كفايي مي‌باشد چون جهاد دري از درهاي بهشت مي‌باشد كه بر روي انسانهاي پاك خدا باز مي‌شود و نه بر همه كس . خداوندا از تو مي خواهم مرا طوري بميراني كه بدنم سالم نباشد در كنار بدنهاي پاره پاره شهيدان .

چون اگر من در بستر مرگ بميرم فرداي قيامت هنگام ملاقات با شهيدان سرافكنده و شرمنده‌ام .

خداوندا مرا در حال خدمتگذاري بميران تا شايد مورد عفو تو قرار بگيرم چون ما عمرمان را با گناه و تباهي سر كرده‌ايم و حال رو به درگاه تو آورده‌ايم و از تو كمك مي‌خواهيم .

و اما تو اي همسرم حال كه روانه اين دانشگاه الهي هستم و مي روم تا قبر آقايم سيد و سالار شهيدان حسين (ع) را در آغوش بگيرم و با او عهد ببندم كه تا نفس در قالبم است دست از اسلام بر نخواهم داشت تو بعد از من هيچ وقت زانوي غم را در بغل نگير و برايم دعا كنيد .

والسلام علیکم

عبدالله رستمی