شهید عبدالله نظری

نام پدر :قباد

تاریخ تولد :۱۳۴۲/۰۹/۰۲

تاریخ شهادت :۱۳۶۶/۰۱/۰۲

محل تولد :بندر گناوه

محل شهادت :شلمچه

محل دفن :محمد صالحی

________________________________________________________________________________________________

زندگی نامه شهید

شهید عبدالله نظری فرزند قباد در سال ۱۳۴۳ در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود محل تولد او روستای محمد صالحی از توابع شهرستان گناوه می‌باشد تحصیلات را تا سوم متوسطه گذراند پدر او کشاورز بود .

عبدالله فردی بسیار با تقوا بود و متواضع بود. انقلاب اسلامی و امام خمینی و روحانیت اصیل را دوست می داشت در دوران تحصیل در مدرسه شهدا فتح‌المبین منظم بود و با همکلاسیهایش دوست و مهربان بود سرانجام برای دفاع از میهن اسلامی وارد کمیته انقلاب اسلامی شد . او در طول خدمت در کمیته دو مرتبه عازم جبهه های حق علیه باطل شد تا با بعثیان کافر و متجاوز بجنگد شهید نظری ۶ ماه در جبهه های نور علیه ظلمت حضور داشت .

شهید نظری به پاسداری از انقلاب اسلامی عشق می ورزید هر چه توان داشت بکار میبرد او فردی باصفا و خوش برخورد بود سر انجام در مورخه ۱۳۶۵/۱۰/۲۸ در عملیات بزرگ و غرور آفرین کربلای ۵ در منطقه عملیاتی شلمچه دعوت حق را لبیک گفت و شربت شهادت را نوشید تا به آرزوی دیرینه‌اش دست یابد پیکر مطهر او در گلزار شهدا گناوه به خاک سپرده شده است .

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

_______________________________________________________________________________________________

خاطرات شهید

خاطره ای از زبان برادر شهید

آخرین دیدار شهید در تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۱۵ بود که به مرخصی آمده بود و تنها خاطره که شهید میگفت : من که میدانم در این جنگ پیروز هستم پس میجنگم تا انشا الله پیروز بشوم و میگفت : من و چند نفر از همسنگرانم که موقعه‌ای که در سنگر استراحت میکردیم ناگهان یک خمپاره ۱۲۰ میلی آمد که در سنگر ما خورد که ناگهان سنگر ما پایین آمد و یک نفر از رفقایم به شهادت رسید و بقیه زنده ماندیم می‌گفت : ای کاش من جای این شهید بودم خوش به حالش و میگفت حتماً ما لیاقت شهادت را نداشتیم و توصیه می‌کرد که برادرم اگر من به شهادت رسیدم افتخار میکنم ولی شما ناراحت نشوید و نگذارید اسلحه من به زمین بیفتد و سنگرم خالی بماند .

___________________________________________________________________________________________________

وصیت نامه شهید

« یا ایها الذین آمنو هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب علیم . تومنو بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله با اموالکم و انفسکم ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون »

 ای اهل ایمان آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک (آخرت) نجات بخشد دلالت کنم ؟ آن تجارت این است که به خدا و رسول ایمان آرید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید این کار از هر تجارت اگر دانا باشید برای شما بهتر است .

حقیر خدا را شکر میکنم که این سعادت بزرگ را نصیبم کرد به جبهه بیایم . ای مردم به نصیحتهای پدرانه امام عمل کنید نماز جمعه ، دعای کمیل و دعای توسل را همیشه گرم نگه دارید من به جبهه و جنگ میروم تا اسلام و قرآن را پشتیبان باشم و نگذارم به اسلام و ناموس ما خیانت شود در تشییع جنازه‌ام قرآن را روی تابوتم بگذارید تا بدانند با دست خالی رفته‌ام و عکس امام و پرچم جمهوری اسلامی را بر تابوتم نصب کنید تا بدانند مقلد امام و پشتیبان ولایت فقیه و در راه وطن عزیز خود رفته‌ام و تو ای پدر گرامیم با مرگ من ناراحت نباش و خود نیز مانند حبیب ابن مظاهر باشید و افتخار کنید که چنین سعادتی بدست آوردید .

مادر عزیزم میدانم که با شنیدن شهدت فرزندت چگونه حالی پیدا میکنید و اما تو مثل بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه (س) باش . ای خواهران  برادرانم اصلاً از شهادت برادر خودتان ناراحتی به دل راه ندهید که آن روز است که منافقین خوشحال می‌شوند و جشن میگیرند .

پدر و مادر عزیزم حق بزرگی بر گردن من دارید اما به اندازه سر سوزنی آن را ادا نکرده‌ام ، به خون شهدا و بخاطر اسلام و بخاطر خدا حقیر را ببخشید و از تمام اقوام و دوستانم و آشنایان حلالیت می‌طلبم … کتابها را وقف مسجد یا کتابخانه بکنید . در آخر تکه شعری برای پدر و مادر گرامیم میسرایم :

 مرگ در راه خدا جلوه دامادی ماست

ای اجل جلوه به آئین ده و دامادم کن

به حجله میروم شادان ولی زخمی به تن دارم

ببوسم دستت ای مادر که پروردی مرا آزاد

بیا بابا تماشا کن که فرزندت شده داماد

دعای همیشگی : 

خدایا ، خدایا ، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا ، اسیران ما آزادشان بگردان ، زیارت کربلا نصیب ما بگردان ، ظهور آن حضرتت نزدیکتر بفرما

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

از جبهه حق علیه باطل

عبدالله نظری   ۱۳۶۵/۰۵/۰۵

_______________________________________________________________________________________________

اشعار شهید

  1. شعر اول :

کشتن عاشق بجرم عاشقی دشوار نیست

هر که عاشق شد برایش سر سپردن عار نیست

میثم تمار را نازم که میگفت این سخن

سر افرازی بهر عاشق جز فراز دار نیست

قابلیت باید انسان را که گردد سر افراز

 ورنه هر سر لایق ایثار راه یار نیست

مهر آل الله را با سیم وزر نتوان خرید

کار عشق است این و کار درهم و دینار نیست

دل چه رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است

شیشه شکسته را پیوند کردن مشکل است

حرف ناهموار را هموار کردن سخت نیست

کوه ناهموار را هموار کردن مشکل است

اندکی با تو بگفتم غم راه ترسیدم

که راه آزرده شوی ورنه سخن بسیار است

  1. شعر دوم :

عنوان شعر : شعری برای مادرش

 مرگ در راه خدا جلوه دامادی ماست

ای اجل جلوه به آئین ده و دامادم کن

به حجله میروم شادان ولی زخمی به تن دارم

ببوسم دستت ای مادر که پروردی مرا آزاد

بیا بابا تماشا کن که فرزندت شده داماد

 

 

 

بازدید: 8