خاطرات شهید

۱٫خاطره‌ای از فرزند شهید

عنوان خاطره : شیعه شدن

پدرم به حضرت علی (ع) خیلی علاقه داشت قبلاً سنی بود شیعه شد و رابطه‌‌اش را با حضرت علی (ع) گرم کرد و به او عشق می ورزید . پدرم برای اینکه شیعه شده بود پدر و مادرش سنی بودند او را از ارث خود محروم کرده بودند و با او رابطه‌اشان را قطع کرده بودند و ماها را هم بخاطر اینکه شیعه بودیم پدر بزرگ و مادربزرگمان دوست نداشتند . پدرم کتابهای مذهبی می‌خواند و در مراسم های مذهبی و محرم شرکت فعال داشت . 

خاطراتی از مادر شهید 

۲-۱٫ عنوان خاطره : انجام واجبات

یادم هست با نماز و روزه و اهل مسجد بودو  واجباتش هیچ وقت ترک نمیشد عشق و علاقه خاصی به مسجد داشت و نمازهایش را در مسجد میخواند و با مسجد رابطه خوبی داشت ماه مبارک رمضان همیشه در مسجد بود و به دعا و راز و نیاز با خدا می پرداخت و شبهای قدر را در مسجد به دعا و عبادت مشغول بود .

یادش گرامی باد .

۲-۲٫ عنوان خاطره : عشق و علاقه به حضرت علی (ع)

همیشه می‌گفت : باید پیرو حضرت علی (ع) باشیم و کردار و رفتارش را برای خودمان سرمشق قرار دهیم عشق و علاقه خاصی به حضرت داشت برای امام عزاداری و سوگواری میکرد و ما را به این کار دعوت می نمود که پیرو مولایم علی(ع) باشیم .

یادش گرامی و روحش شاد

 

بازدید: 0