خاطرات شهید

خاطره ای از برادر شهید محمد میر شکاری :

عنوان خاطره : در طول مدت جبهه حق علیه باطل

علی میر‌شکاری در طول انقلاب، یکی از انقلابیونی بود که در طول  این پیروزی با شکوه حضور داشت او در تاریخ ۱۳۵۷/۰۸/۰۵ به دستور امام خمینی (ره) پادگان نیروی ویژه هوابرد تیپ ۲۳ نوهد در تهران را  به دستور رهبر کبیر انقلاب رها و به صف مردم در راه مبارزه با رژیم ستم شاهی پرداخت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در لباس مقدس سربازی به تعلیم سربازان گمنام سپاه طی آموزش‌های گوناگون پرداخت که در این مسیر موفق بود. استوار دوم ارتش بود ولی از درجه بر سر شانه اش هیچ خبری نبود از او می‌پرسیدند شما چه درجه دارید می‌گوید برای خدمت کردن درجه نیاز نیست اصل رضایت خداوند است که خداوند قبول کند .

در وقایع جنگ تحمیلی بعد از لشکرکشی امپریالیسم به داخل سرزمین اسلامی در پادگان دژ خرمشهر مشغول شد و مثل یک سرباز گمنام مشغول به دفاع از مملکت اسلامی شد.

خاطره ی زیبا در جنگ از شهید

  در تاریخ ۱۳۵۹/۰۷/۱۳ در حالی که شب بود و یک تفنگ ژ ۳ تاشو در دست داشت آمده بود برای سرکشی ، توی کوچه که آمد با صدای بلند گفت اینها نوکران امریکا هستند از اینها ترس نداشته باشید اینها در مقابل ارده ملت بزرگ سر تعظیم می‌گذارند علی در حالی که خیلی خسته بود با فریاد بلند می‌گفت مرگ بر امریکا این دفعه به نوکرش صدام گفته به ایران حمله کن، در حالی که خیلی از اهالی کوچه دور او جمع شده بودن مردم  را برای دفاع آماده می‌کرد و به آنها می‌گفت دشمن از وجود شما ترس دارد و همین ترس باعث شده که نتواند نفوذ کند .

علی با اینکه استوار مخابرات بود ، اسلحه برداشت و به طرف خط مقدم جبهه حرکت کرد او دید که یاران می‌روند و دیگر برگشتی ندارد و در ۵ کیلومتری اهواز چون ارتش عراق به طرف اهواز در حال حرکت بود به طرف جلو حرکت کرد و بعد از ۴۸ ساعت جنگ با آتش خمپاره مزدوران امپریالیسم به درجه دریغ شهادت فایل گردد .

شهید در هنگام جنگ می‌گفت این خمپاره‌ها هستند که از ما می‌ترسند نه ما از خمپاره و تا روز شهادت دست از شوخی با همرزمانش بر نمی‌داشت شهید خیلی شوخ و خنده رو بود و در وصیت‌نامه ایشان نوشته شده راهی که من می‌روم راهی است که امام حسین سرور من رفت و این راه درستی است .

شهید جزو لشکر۹۲ بود که در چند جنگ و ازجمله در مناطقی مثل کردستان و جبهه خوزستان خدمت کرد .

روحش شاد و یادش گرامی