وصیت نامه شهید

مورخه : ۱۳۶۴/۱۰/۰۳

مردم عزیز در کارهایتان تقوا را رعایت کنید و بشتابید بسوی جبهه که آنجا دانشگاه انسان سازی است . عزیزانم همه مادر محضر خدائیم سعی کنیم اسلاممان از اسلام روحانیت  جدا نشود .خواهران و برادران امام را یاری کنید که ایشان فریاد رس مظلومان جهان است و تو ای مادرم که مرا اسماعیل وار به جبهه حق علیه باطل فرستادی پس هاجر وار صبر کن که خدای منان صابرین را دوست دارد . و تو ای خواهرم گرچه در مدتی که در کنار شما بودم نتوانستم دین برادری را ادا نمایم ولی از تو عاجزانه میخواهم زینب وار پیام را به گوش مسلمین جهان برسانید و شما ای عزیزان خدمت گذار به مردم شما خادمان امام زمانید انشا الله ضمن رعایت تقوا و اخلاق اسلامی در کارهایتان قدر این مردم را بدانید که مردم ما الان الهی شده اند .

و شما ای دوستان و برادران عزیز بکوشید سلاح گرم شهدا را بر دوش گیرید . و در جبهه و سنگر‌های پشت جبهه خدمت نمایید و ای سنگر نشینان جبهه علم و دانش استادان ـ آموزگاران و دانش‌آموزان بکوشید با قلمهایتان و قدمهایتان سر باز امام زمان (عج) باشید و در آخر اگر من لیاقت آنرا پیدا کردم که شهید شوم مرا غسل و کفن نکنید چون مولایم حسین (ع) را غسل و کفن نکردند و در مراسم تشیع من قرآن بخوانید که قرآن روحم را نوازش میدهد و بر مزارم پرچم سبز بزنید که من رهرو علی اکبرم و در پایان سلام مرا به امامم برسانید

والسلام

برادر شما تیلک ۱۳۶۴/۱۰/۰۳ در سنگر جبهه جنوب

 

مورخه : ۱۳۶۵/۱۰/۰۲

الحمد الله رب العالمین ـ استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه

 

از خدایی آمرزش میخواهم که جز او هیچ خدایی زنده و پاینده نیست و بسوی او به توبه باز میگردم سلام بر امام امت خورشید جماران و سلام بر شهدا علم‌داران کربلا و سلام بر منادیان شب زنده دار در سنگر و سلام بر امت حزب الله و عزیزان خدا سلام بر تو مادرم که مرا اسماعیل وار پرورش دادی و راهی دانشگاه انسان سازی جبهه‌ها نمودی . این حقیر در حالیکه آماده‌ام تا به همراه سپاه حضرت خاتم به جبهه‌ها بروم سخنی کوتاه در قالب یک وصیت نامه تقدیم حضورتان میکنم .

برادران و خواهران مسلمان و مقاوم ، با رعایت تقوای الهی در تمام کارهایتان امام عزیز را تنها نگذارید و حضور فعالتان را در صحنه‌ها حفظ نمایید و نگذارید که منافقان سربلند کنند و یا فعالیت نمایند. برادران حزب الله با افراد بی بندو بار بطور جدی برخیزید و آنها را سرکوب نمایید و اما تو ای مادرم ، تاج سرم اگر چه مدتی که در کنارتان بودم فرزند خوبی نبوده‌ام و دین فرزندی را ادا نکرده‌ام ، انشا الله تعالی که مرا میبخشید .

و سخنی کوتاه با شما برادران ادراری و کارکنان محترم دولت جمهوری   اسلامی : عزیزان خدمت گذار انشا الله رحمان تا می توانید در هر کجا هستید برای مستضعفین خدمت نمایید و کار آنها را به فردا واگذار ننمایید . اگر مشاهده کردید که فردی مردم عزیز مان را اذیت میکند خودتان حزب الهی وار با آن برخورد نمایید ، اول با اصلاح و بعد اگر دیدید اصلاح نمی شود از جمعتان ترد نماید تا آبروی نظام مقدس جمهوری را نبرد .

 

خدایا !

از تو میخواهم که در این لحظه حساس زمانی توفیق شناخت امام را به ما بکن خداوندا !

در این دنیا که نتوانستم آنطور که تو میخواهی زندگی کنم پس مرگم را آنچنان قرار ده که لااقل بدین گونه کفاره گناهان کبیر و صغیر را ادا کرده باشم .

کلامی هم با برادران بسیج و سپاه عرض میکنم ، ای عزیزان شما بازوی پر توان ولایت فقیه و زبان گویای اسلام هستید و یاد سربازان صدر اسلام را زنده می‌کنید ، پس به وظیفه خطیری که دارید باید آگاه باشید و آن صیانت از اسلام عزیز است پس باید در این راه بزرگ شب و روز گام برداشت .

در مراسم تشییع جنازه‌ام ، عکس امام را بر تابوتم بزنید و عکس کوچک مرا در کنار آن ، تا بدانند که این شهید مقلد امام بوده است .

و پیام من به هجرت کنندگان به دیارمان بدهم .

شما ای مهاجرینی که همچون مهاجرین صدر اسلام بخاطر اسلام و قرآن هجرت کردید از اینکه مدتی در خدمت شما بودم اگر یک موقع حرفی زده باشم که باعث نارضایتی شما و خدای شما بوده انشاالله و تعالی مرا ببخشید .

برایم لباس سیاه نپوشید چون لباس سیاه روحم را آزار میدهد . در آخر از تمام برادران و خواهران میخواهم که به محرومان رسیدگی کنند چون مولای ما علی (ع) همیشه به فکر محرومان بود برایم گریه نکنید و اگر چنانچه ناراحت شدید ، بر مظلوم کربلا حسین (ع) گریه کنید .

در پایان از حضور تک تک دوستان ـ اقوام آشنایان ـ خانواده و سایر امت حزب الله خدا حافظی نموده و از همگی التماس دعا دارم .

گوش به فرمان امام باشید و اسلام را تنها نگذارید و این حقیر را حلال کنید

 

 

برادر کوچک شما ـ غلامرضا تیلک اعزامی از گناوه ۱۳۶۵/۱۰/۰۲

 

 

بازدید: 1