شهید غلامرضا تیلک

نــــام پدر : حسین

تاریخ تولد : ۱۳۳۹/۰۴/۲۱

تاریخ شهادت : ۱۳۶۵/۱۱/۰۳

محل تولد :  آبادان

محل شهـادت : شلمچه

آرامگاه :   گلزار شهدا گناوه

____________________________________________________________________________________

نامه های شهید

نامه هاي شهيد به خانواده اش :

۱٫ اولين نامه : مورخه ۱۳۶۲/۰۲/۰۱

 بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين

امروز روزي است كه ولي فقيه را بايد ياري كرد و مسلمين را از زير بار ذلت نجات داد . امت اسلام امروز دوباره صحنه خونين كربلا تكرار شده و جوانان بايد بروند و حسين زمان (خميني ) را ياري كنند .

امروز روزي است كه بسادگي ميتوان حق را از باطل شناخت بنده حقير مدتها آرزو داشتم كه به جبهه بروم تا دين خود را نسبت به اسلام ادا كرده باشم تا اين بار بياري حق توفيق زيارت كربلا نصيبم شد  .

برادران عزيز خواهران محترم شما خود آگاهيد و ليكن لازم دانستم كه چند كلمه اي با شما سخن بگويم كه مبادا امام را تنها بگذاريد و راهتان را از راه روحانيت جدا كنيد . اگر ما امروز بخواهيم راهمان را از راه روحانيت جدا كنيم به خون تمام شهيدان احترام نگذاشته‌ايم .

و تو اي مادرم كه مرا با خون جگر پرورش كرده اي ميدانم كه حق مادري را در قبال زحمات تو ايفا نكرده ام و ليكن از تو ميخواهم كه مرا حلال كني . و تو اي خواهرم كه تا حالا زينب وار با من بودي بياري خدا زينب وار را هم را ادامه بده و براي امامم دعا كن و اما يك سال شايد بيشتر در خدمت آوارگان جنگ بودم ممكن است به آنها حرفي زده باشم كه باعث ناراحتي شده باشد از آنها تقاضا دارم كه مرا حلال كنند .

 و اما به تمام دوستان ـ برادران حرب الله شهرمان بگويم . كه شما سربازان مهدي هستيد مبادا نائب مهدي را تنها گذاريد . و اگر لياقت آنرا پيدا كرده‌ام كه شهيد شدم در تشيع جنازه‌ام گريه نكنند و فقط صوت قرآن را از بلندگو پخش كنيد . برايم لباس سياه بر تن نكنيد چون سياه روحم را آزار ميدهد .

 و در آخر از تمام برادران ميخواهم كه به محرومان رسيدگي كنند چون مولاي ما علي هميشه به فكر محرومان بود . در پايان از تمام دوستان ـ آشنايان ـ همكاران ـ اقوام مان تقاضا دارم كه مرا حلال كنند .

اللهم رزقنا توفيق الشهاده في سبيلك آمين يا رب العالمين

برادر كوچك شما غلامرضا تيلك

اعزامي از بوشهر ـ گناوه  يا شهادت يا زيارت

 

  1. دومين نامه : مورخه ۱۳۶۲/۱۲/۲۳

 

با درود و سلام به امام عزيز و سلام به خانواده‌هاي محترم شهدا درود به تمامي رزمندگان جبهه هاي حق عليه باطل چند كلامي با شما امت حزب الله سخن ميگويم :

برادران و خواهران مسلمان : اينك ما نيروهاي شركت كننده در طرح لبيك يا امام ميرويم تا آخرين ضربه را به پيكر استكبار جهاني وارد كنيم و ملت مظلوم را از دست استكبار شرق و غرب نجات دهيم . تنها پيام بنده حقير به شما مردم اين است كه مبادا اين پيرمرد كه چشم ماست تنها بگذاريد .

و تو اي مادرم كه با خون جگر مرا پرورش كردي از اينكه مدتي در خدمت شما بودم فرزند شايسته اي نبودم مرا حلال كني و اگر لياقت آنرا پيدا كردم كه شهيد شدم مبادا برايم گريه كني كه خداوند منان اجر شما را ضايع نمايد .

در مراسم تشيع جنازه‌ام عكس امام را بر تابوتم بزنيد و عكس كوچك مرا كنار آن تا بدانند كه اين شهيد مقلد امام بوده است و پيامي هم به هجرت كنندگان به ديارمان بدهم شما اي مهاجريني كه همچون مهاجرين صدر اسلام بخاطر اسلام و قرآن هجرت كرديد از اينكه مدتي در خدمت شما بودم اگر يك موقع حرفي زده باشم كه باعث نارضايتي شما و خداي شما بوده انشاالله تعالي مرا ببخشيد در پايان از تمام برادران و دوستان ـ اقوامان ميخواهم كه مرا حلال كنند

 انه خير ناصر و معين

برادر كوچك شما غلامرضا تيلك

۳٫ سومين نامه : مورخه ۱۳۶۷/۰۳/۲۷

ما من قطره احبّ الی الله عزّوجلّ من قطره دمٍ فی سبیل الله

هيچ قطره در مقياس حقيقت و در نزد خدا از خوني كه در راه خدا ريخته شود بهتر نيست . رسول اكرم (ص)

 

سلام بر امام زمان و نائب بر حق وي امام امت و سلام و درود به شهدا از صدر اسلام تا كنون و سلام به شما امت مبارز بويژه مادربزرگ پيرم.

مادرم !

قامتت را بلند گير و نداي الله اكبر سر ده و سخن شهيدان راه خدا را به مردم برسان كه همان سخن ما پيروي از قرآن و خدا ميباشد و همانند كوه استوار باشي و در تمام كارهايت در شب و روز ذكر خدا بر لب داشتند و دعا براي پدر بزرگمان و امام را فراموش نكن .

خدايا !

از تو ميخواهم كه در اين لحظه حساس زماني توفيق شناخت امام را به ما عطا بكني .

خداوندا !

در اين دنيا كه نتوانستم آن طوري كه تو ميخواهي زندگي كنم . پس مرگم را آنچنان قرار ده كه لااقل بدين گونه كفاره گناهان كبير و صغير را ادا كرده باشم .

مادرم گريه مكن و بخند و خوشحال باش زيرا در راه مقدس گام برداشته و جان باخته‌ام . و كلامي هم با برادران بسيج و سپاه عرض كنم .

اي عزيزان شما بازوي پر توان ولايت فقيه و ربان گوياي اسلام هستيد و ياد سربازان صدر اسلام را زنده ميكنند پس به وظيفه خطيري كه داريد بايد آگاه باشيد و آن صيانت از اسلام عزيز است .

پس بايد در اين راه بزرگ شب و روز گام برداشت در آخر از تمام دوستان ـ برادران عزيز ميخواهم گوش به فرمان امام باشيد و اسلام را تنها نگذاريد و اين حقير را حلال كنيد .

 برادر حقير شما غلامرضا تيلك

 چهارمين نامه :

باسمه تعالي

خدمت خانواده محترم

 سلام عليكم

اميد است كه حالتان خوب و در پناه خداوند متعال بسر ببري باري عرض ميشود اگر جوياي حال ما باشي الحمد الله حالم خوب است مادر جان انشاء الله اميدوارم كه با دعاي خيرتان ما را به زودي زود  به كربلا برسيم در آغاز زيارت بكنيم .

مادر جان جايمان فعلاً بسيار خوب است و از خانه هم بهتر است مادر جان نگذاريد كه بچه ‌هاي خواهرم اذيت  بشوند مادر انشاءالله بياري خدا بزودي زود راه كربلا را باز خواهيم كرد . و همه امت مسلمان بيايند و زيارت كنند .

 از اينكه وقت نمي كنم نامه بنويسم معذرت ميخواهم ـ مادر جان دوستان خوبي دارم . كه در كنار هم مي باشيم . مادر جان بنويسيد كه نامه خيلي ديگر نيامده انشاءالله خداوند به شما خير عطا كند .

همه اقوام و آشنايان را سلام ميرسانم رزمندگان اسلام سلام ميرسانند

 

برادر حقير شما غلامرضا تيلك

 

  1. پنجمين نامه :

 

بسمه تعالي

خدمت مادر عزيزم و خواهر محترم

سلام

اميد است كه حالتان خوب باشد و در پناه خداوند متعال همانند ديگر خانواده‌هاي رزمندگان اسلام بسر ببريد اگر از اوضاع و احوال من را بخواهي الحمد الله بياري خدا سالم ميباشم و هيچگونه نگراني ندارم .

 مادرم اصلاً در فكر من نباشيد و فقط اول براي امام و بعد براي ما دعا كنيد .همه بستگان و اقوام سلام ميرسانم . جايمان بسيار خوب است

آدرس نامه فعلاً اين است : ماهشهر ـ ص پ ۷۰۰ كد داخلي ۱۹۲۷ غلامرضا تيلك  

برادر حقير شما غلامرضا تيلك

____________________________________________________________________________________

خاطرات شهید

خاطراتي به قلم  شهيد :

بسمه تعالي

در تاريخ ۱۳۶۴/۰۹/۱۷ كه جهت اعزام به جبهه از شهرستان حركت كرديم با اعلام بلندگو تبليغات مردم از اول صبح تا ساعت ۴ ظهر اجتماع كرده و مادراني را كه قرآن در دست و اشك ريزان هاجر وار و اسماعيل‌هاي خود را بدرقه مينمودند در ضمن روزي كه از خود استان حركت كرديم شهر به شهر ده به ده روستا به روستا كنار جاده‌ها ايستاده بودند .

مادري را ديدم كه دستش بطرف ماشين رزمندگان بلند كرده و فرياد ميزد هديه هديه، يكي از بچه ها دست از شيشه بيرون آورد و بطرف ايشان دراز كرد گفت : كه بگير آن وقت كه آمد يك عدد خودكار است . به به از اين همه ايثار مردمي را ميديدم كه تا ساعت ۱۰ الي ۱۱ شب كنار جاده ديلم و روستاهاي همجوار ايستاده بودند . خدايا با چه زباني و قلمي ياد آوريم اين بدرقه راه خودت قبول كن كه بتوانيم سربازي حقير و خدمت گذار براي اسلام باشيم انشاالله .

 

۲٫ خاطرات خواهر شهيد :                          

بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و با سلام و درود به رهبر كبير انقلاب اسلامي و با سلام به ارواح پاك شهيدان انقلاب كه با خون خود نهال انقلاب را آبياري كرده اند .

 

آورد به خاطـرم اول ز وجـود              جز حيرتم از حيـات چيـزي نفـوزد

رفتم به كراه ندانيم چه بود             زين آمدن و بودن و رفتن مقصود

زندگي سراسر خاطره است از خاطرات تلخ و شيرين اكنون خاطرات زمان جنگ ، زمان انقلاب و زمان كودكي شهيد را با زبان بي زباني براي شما تعريف ميكنم .

       شهيد در زمان كودكي يك فرد مذهبي بود قبل از اينكه نماز و روزه بر او واجب شود نماز و روزه را بجا مي آورد ، در آن زمان هر جا يك مجلس روزه و مصيبتي امام حسين بود در آن مجالس شركت ميكرد و پاي منبر مي نشست و در سوگواري امامان شركت داشت .

در زمان انقلاب شهيد فعاليتهاي زيادي انجام داد ، براي انقلاب و بيرون راندن شاه از اين كشور فعاليتهاي زيادي كرد . در آن زمان كه وضعيت مملكت خيلي وخيم بود وي با حوزه علميه رابطه مشترك در نشر و پخش كتاب داشت و از حوزه براي او كتاب فرستاده ميشد ، تا زماني كه جنگ تحميلي شروع شد شهيد چون تنها پسر خانه بود و پدر خود را درزمان كودكي از دست داده بود و داراي يك مادر پير و يك خواهر مجرد بود از نظر اسلام معاف شد تا سرپرستي اين مادر پير را عهده دار شود ولي عشق به خدا و حضرت مهدي چنان غوغاي در دل اين فرد به پا كرده بود كه از اول جنگ خود را مهيا براي رفتن به جبهه ميكرد و اين مادر پير هرچه اصرار داشت كه پسرم امام خميني (قدس) خودش تو را معاف كرده كه مرا نگهداري كني ، تو چرا زير فرمان او ميزني تو كه چندين مرتبه به جبهه رفته‌اي و وظيفه خودت را انجام داده‌اي ديگر نرو ، ميگفت نه مادرم ، من تا زماني كه در جبهه جنگ حداقل يك قطره خونم ريخته نشود تا خونم در راه خدا حلال نشود من از جبهه و جنگ دست بر نمي دارم مگر كشته شوم و چند مرتبه براي رفتن به جبهه شبانه فرا ميكرد .

      از زبان دوستانش كه در جبهه همراه او بودند ميگفتند اين فرد اينقدر به ما روحيه ميداد كه مانند نداشت ، ميگفتند به ما ميگفت بچه‌ها نترسيد من مهدي را ميبينم جلوي  آنها ميدويد و با فرياد صلوات و يا حسين جلو ميرفت و ما را آماده‌تر ميكرد و به قول دوستانش كه ميگفتند هر زماني هم حمله نبود شبها تا صبح در سنگر بيدار بود و نماز شب و دعا ميخواند .

       تا اينكه در كربلاي ۵ بود كه شهيد شد و يك هفته قبل از شهادتش بود كه يكي از فاميلهاي او شهيد شده بود براي هفتم و مراسم دعاي كميل او آمد خواهران به او گفتن تو خدمت خودت را براي اسلام كرده‌اي ، خدا از تو راضي نيستند اگر بخواهي ما را بي صاحب بكني ديگر جبهه نرو بيا تا مراسم عروسيت را برگزار كنيم دستي روي سر خواهران و خواهرزاده هاي خود كشيد و گفت صاحب همه خداست شما صبر كنيد ، تا من در حمله بعد هم شركت كنم بعداً اگر خدا خواست مي آيم و عروسي ميكنم خداحافظي كرد و رفت همين خداحافظي ، خداحافظي هميشگي با ما بود رفت و به آرزوي ديرينه‌اش رسيد ، قريب نه ماه از او خبري نبود بعد هم پيكر پاك و مطهرش را براي مادر پيرش به سوغات آوردند .

 «روحش شاد و يادش گرامي باد»

_____________________________________________________________________________________

یادداشت  های شهید

بمناسبت عيد سعيد غدير خم :‌

بسمه تعالي

گرامي باد خاطره غدير كه عيد انسانيت و عدالت است

موجي از انسان در درياي غدير در تلاطم است . ۱۸ روز از ذيحجه ميگذرد افق اسلام هنوز چشم انتظار طلوع خورشيدي است كه با دميدن آن بود مارقين مهر ابطال خواهد خورد .

حضرت محمد (ص) پس از زيارت خانه توحيد در تداوم رسالت امت را به امامت دعوت ميكند و آنان را در كنار بركه اي بنام غدير كه در مني … از دريا و گسترده تر از سينه اقيانوس است با امام پيوند ولايت ميزند تا مبلغ بلوغ مكتب و كمال دين گردد .و مسلمانان را پس از خويش به رهبري فرزند ابيطالب از سرگرداني و حيراني نجات بخشد پيامبر ميخواهد مردي را به امامت و خادمت و وصايت معرفي و منصوب كند كه سابقه‌اش در اسلام ، قاطعيتش در راه حق وفاداريش به محمد(ص) جهادش در راه خدا ، دانائيش در دين ، تقوايش در زندگي حضورش در عبادت ، صداقتش در ايمان ، صراحتش در گفتار ، اخلاصش در عمل ، مهرش با مومن ، خشن با مشرك ، براي هيچكس چه دوست و چه دشمن پوشيده نيست و اين مرد چه كس ميتواند باشد جز علي بن ابيطالب .

امام علي (ع) غدير خم را از درياي فضائل به موج نشانده است و رسول گرامي اسلام دست روي چهره خوب و شايسته اي گذاشته است علي برگزيده محمد نيست بلكه پيشوايي است كه از رسول خدا به امامت انتخاب شده است و پيامبر فقط يك ابلاغگر فرمان است .

يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك

بلكه علي از آن بشريت است علي تاريخ است و اسوه همه انسانها و الگوي همه شيفتگان صداقت و راستي گرامي باد . ياد و خاطره غدير خم كه عيد انسانيت و عدالت است عيد امامت و رهبري است . عيد شعله افكن بر انديشه ملت .

عيد مبدا آفريني در دلهاست عيد تكميل دين و اتمام نعمت است گرامي باد خاطره غدير خم كه روز بشريت است در روز انسان چرا كه روز علي (ع) است و علي امام انسان است .

به اميد آن روز كه عيد همه مسلمين جهان

پيروزي رزمندگان آزادي اسيران

پياده شدن حكومت عده اسلام در جهان باشد

آمين رب العالمين

خدايا به امام طول عمر به رزمندگان پيروزي به اسيران آزادي به معلولين و مجروحين شفاعت به مسئولين توفيق خدمت گذاري عنايت فرما .

 

  1. مناجات نامه :

خدايا !

از تو ميخواهم كه در اين لحظه حساس زماني توفيق شناخت امام را به ما بكن

خداوندا !

در اين دنيا كه نتوانستم آنطور كه تو ميخواهي زندگي كنم پس مرگم را آنچنان قرار ده كه لااقل بدين گونه كفاره گناهان كبير و صغير را ادا كرده باشم .

خدايا !

از تو ميخواهم كه در اين لحظه حساس زماني توفيق شناخت امام را به ما عطا بكني .

خداوندا !

در اين دنيا كه نتوانستم آن طوري كه تو ميخواهي زندگي كنم . پس مرگم را آنچنان قرار ده كه لااقل بدين گونه كفاره گناهان كبير و صغير را ادا كرده باشم .

و …….

_________________________________________________________________________________

وصیت نامه شهید

مورخه : ۱۳۶۴/۱۰/۰۳

مردم عزيز در كارهايتان تقوا را رعايت كنيد و بشتابيد بسوي جبهه كه آنجا دانشگاه انسان سازي است . عزيزانم همه مادر محضر خدائيم سعي كنيم اسلاممان از اسلام روحانيت  جدا نشود .خواهران و برادران امام را ياري كنيد كه ايشان فرياد رس مظلومان جهان است و تو اي مادرم كه مرا اسماعيل وار به جبهه حق عليه باطل فرستادي پس هاجر وار صبر كن كه خداي منان صابرين را دوست دارد . و تو اي خواهرم گرچه در مدتي كه در كنار شما بودم نتوانستم دين برادري را ادا نمايم ولي از تو عاجزانه ميخواهم زينب وار پيام را به گوش مسلمين جهان برسانيد و شما اي عزيزان خدمت گذار به مردم شما خادمان امام زمانيد انشا الله ضمن رعايت تقوا و اخلاق اسلامي در كارهايتان قدر اين مردم را بدانيد كه مردم ما الان الهي شده اند .

و شما اي دوستان و برادران عزيز بكوشيد سلاح گرم شهدا را بر دوش گيريد . و در جبهه و سنگر‌هاي پشت جبهه خدمت نماييد و اي سنگر نشينان جبهه علم و دانش استادان ـ آموزگاران و دانش‌آموزان بكوشيد با قلمهايتان و قدمهايتان سر باز امام زمان (عج) باشيد و در آخر اگر من لياقت آنرا پيدا كردم كه شهيد شوم مرا غسل و كفن نكنيد چون مولايم حسين (ع) را غسل و كفن نكردند و در مراسم تشيع من قرآن بخوانيد كه قرآن روحم را نوازش ميدهد و بر مزارم پرچم سبز بزنيد كه من رهرو علي اكبرم و در پايان سلام مرا به امامم برسانيد

والسلام

برادر شما تيلك ۱۳۶۴/۱۰/۰۳ در سنگر جبهه جنوب

 

مورخه : ۱۳۶۵/۱۰/۰۲

الحمد الله رب العالمين ـ استغفر الله الذي لا اله الا هو الحق القيوم و اتوب اليه

 

از خدايي آمرزش ميخواهم كه جز او هيچ خدايي زنده و پاينده نيست و بسوي او به توبه باز ميگردم سلام بر امام امت خورشيد جماران و سلام بر شهدا علم‌داران كربلا و سلام بر مناديان شب زنده دار در سنگر و سلام بر امت حزب الله و عزيزان خدا سلام بر تو مادرم كه مرا اسماعيل وار پرورش دادي و راهي دانشگاه انسان سازي جبهه‌ها نمودي . اين حقير در حاليكه آماده‌ام تا به همراه سپاه حضرت خاتم به جبهه‌ها بروم سخني كوتاه در قالب يك وصيت نامه تقديم حضورتان ميكنم .

برادران و خواهران مسلمان و مقاوم ، با رعايت تقواي الهي در تمام كارهايتان امام عزيز را تنها نگذاريد و حضور فعالتان را در صحنه‌ها حفظ نماييد و نگذاريد كه منافقان سربلند كنند و يا فعاليت نمايند. برادران حزب الله با افراد بي بندو بار بطور جدي برخيزيد و آنها را سركوب نماييد و اما تو اي مادرم ، تاج سرم اگر چه مدتي كه در كنارتان بودم فرزند خوبي نبوده‌ام و دين فرزندي را ادا نكرده‌ام ، انشا الله تعالي كه مرا ميبخشيد .

و سخني كوتاه با شما برادران ادراري و كاركنان محترم دولت جمهوري   اسلامي : عزيزان خدمت گذار انشا الله رحمان تا مي توانيد در هر كجا هستيد براي مستضعفين خدمت نماييد و كار آنها را به فردا واگذار ننماييد . اگر مشاهده كرديد كه فردي مردم عزيز مان را اذيت ميكند خودتان حزب الهي وار با آن برخورد نماييد ، اول با اصلاح و بعد اگر ديديد اصلاح نمي شود از جمعتان ترد نمايد تا آبروي نظام مقدس جمهوري را نبرد .

 

خدايا !

از تو ميخواهم كه در اين لحظه حساس زماني توفيق شناخت امام را به ما بكن خداوندا !

در اين دنيا كه نتوانستم آنطور كه تو ميخواهي زندگي كنم پس مرگم را آنچنان قرار ده كه لااقل بدين گونه كفاره گناهان كبير و صغير را ادا كرده باشم .

كلامي هم با برادران بسيج و سپاه عرض ميكنم ، اي عزيزان شما بازوي پر توان ولايت فقيه و زبان گوياي اسلام هستيد و ياد سربازان صدر اسلام را زنده مي‌كنيد ، پس به وظيفه خطيري كه داريد بايد آگاه باشيد و آن صيانت از اسلام عزيز است پس بايد در اين راه بزرگ شب و روز گام برداشت .

در مراسم تشييع جنازه‌ام ، عكس امام را بر تابوتم بزنيد و عكس كوچك مرا در كنار آن ، تا بدانند كه اين شهيد مقلد امام بوده است .

و پيام من به هجرت كنندگان به ديارمان بدهم .

شما اي مهاجريني كه همچون مهاجرين صدر اسلام بخاطر اسلام و قرآن هجرت كرديد از اينكه مدتي در خدمت شما بودم اگر يك موقع حرفي زده باشم كه باعث نارضايتي شما و خداي شما بوده انشاالله و تعالي مرا ببخشيد .

برايم لباس سياه نپوشيد چون لباس سياه روحم را آزار ميدهد . در آخر از تمام برادران و خواهران ميخواهم كه به محرومان رسيدگي كنند چون مولاي ما علي (ع) هميشه به فكر محرومان بود برايم گريه نكنيد و اگر چنانچه ناراحت شديد ، بر مظلوم كربلا حسين (ع) گريه كنيد .

در پايان از حضور تك تك دوستان ـ اقوام آشنايان ـ خانواده و ساير امت حزب الله خدا حافظي نموده و از همگي التماس دعا دارم .

گوش به فرمان امام باشيد و اسلام را تنها نگذاريد و اين حقير را حلال كنيد

 

 

برادر كوچك شما ـ غلامرضا تيلك اعزامي از گناوه ۱۳۶۵/۱۰/۰۲