شهید فریدون زنگی

نام پدر : ابوالفتح

تاریخ تولد : ۱۳۴۴/۵/۲۸

تاریخ شهادت : ۱۳۶۲/۱/۲

محل تولد : بندر گناوه

محل شهادت : دشت عباس

آرامگاه : گناوه

________________________________________________________________________________________________

زندگی نامه

شهید فریدون زنگی فرزند ابوالفتح در تاریخ ۱۳۴۴/۵/۲۸ در شهرستان آبادان متولد و از همان آغاز کودکی و نوجوانی با مفهوم فقر و زحمت آشنا گردید .

او که بخاطر موقعیت خانوادگی اش فرزند بزرگ خانواده بود در کشاکش زندگی پخته شد و آنگاه که خانواده‌اش در اثر ناملایمات مجبور به ترک آبادان شده و به بندر گناوه آمدند تا روزگار سپری کنند در غیاب پدر که برای تامین معاش خانواده مجبور بود به سفرهای دریایی برود فریدون عهده‌دار خانه و در کنار مادر خود به امور زندگی می‌رسید .

او در تمام مدت حیات خود پدر و مادر را با احترام یاد می‌کرد و در حضورشان پیوسته ادب و احترام را به جا می‌آورد و در تمام زندگی پر مشقت خود طعم فقر و ظلم و دوران ستم شاهی را همراه خانواده‌اش تحمل و با رژیم شاه مبارزه بی‌ امان داشت.

همیشه سختیها را با آغوش باز و چهره‌ گشاده پذیرا بود و زیر بار مشکلات شانه خالی نمی‌کرد . با این وجود دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را گذارند و تا سال دوم اقتصاد در دبیرستان آیت ا… طالقانی مشغول تحصیل بود .

اما با ایمان و اعتقاد به راه خدا او برای دفاع از اسلام راه جبهه نبرد را برگزید و مردانه و دلاورانه در صحنه نبرد علیه کفر جهانی و (بعثیان) متجاوز حاضر شد که نمونه‌‌ای بود از دلاوری‌ها و نشانه‌ای از ایمان و پایان ناپذیری مردم این مرز و بوم.

فریدون در بسیج فعالیت چشمگیری داشت و بیشتر وقت خود را در بسیج می گذراند . بسیج دانشگاه او بود . شهید در دو مرحله به جبهه های علیه باطل رهسپار شد .

در مرحله دوم اعزام به جبهه های نور او همراهانی داشت که با او به شهادت رسیدند . شهیدان بهروز بهروزی ‌. اکبر دهدشتی . حیدر تباشیر . بهادر شهریاری . عبدالطیف حیدرزاده . ماندنی محمدی . ناصر داودی . عبدالرحیم احمدزاده. نصرت الله داودی و ….از جمله این شهیدان بودند.

او این بار موفق شد در عملیات فتح‌المبین شرکت کند و سهمی بزرگ در این پیروزی درخشان داشته باشد . و در نهایت در تاریخ ۱۳۶۱/۱/۲ در همان جبهه شوش به خیل شهیدان راه حق پیوست و در قلب و روح تمام مردم ایران جاودانه شد .

روحش شاد یادش گرامی باد.

________________________________________________________________________________________________

خاطرات شهید

خاطره‌ای از حاج بهمنیار بهمنیاری

یک ماشین جیپ در کنار خاکریز پارک کرده بود و ما به وضوح صدای آهنگران که درون ماشین پخش می شد را می شنیدم و واقعا حال می کردیم. در همین لحظات خمپاره ای درست بر سر جیپ فرود آمد . بعد از اندک زمانی از دور دیدم کسی دارد نزدیک می شود . فریدون بود در حالیکه لبخندی بر لب داشت بهش گفتم ماشین جیپ لت و پار شده تو داری می خندی؟ جواب داد واقعا سعادت می خواهد . مردم صدایشان هدف گلوله قرار میگیره و به بهشت پرواز میکنه ولی ما هنوز پایبند این دنیاییم. کاش من هم جای نوار آهنگران بودم . این را گفت و از من جدا شد برود پست نگهبانی را تحویل بگیرد

هنوز دقایقی نگذشته بود

مکث نکرده بود که خمپاره ۶۰ وسط جیپ خورد و صدای نوار قطع شد و ماشین از کار افتاد یک وقت مردی آرام و با وقار به نام فریدون زنگی که داشت وضو می ساخت به طرف سنگر آمد و می‌خندید ،

از او سوال می‌کردم چرا می‌خندی او در جواب با لحنی شیرین و تشبیه گونه گفت مردم صدایشان هم هدف گلوله قرار می‌گیرد و به بهشت می‌رود ولی ما می‌مانیم .

ای کاش هم به جای نوار آهنگران بودم و پیش خدای خود می‌رفتم و این موقعی بود که او چند دقیقه دیگر می‌خواست پست نگهبانی را تحویل بگیرد .

هنوز دقایقی نگذشته بود که صدای فرود یک خمپاره آمد و سپس و نوای یا مهدی یا مهدی کسی .

به سوی سنگر رفتم و فریدون را دیدم که چگونه هدف ترکشهای دشمن قرار گرفته بود تا به آرزویش برسد .

آری او با رفتنش عشق به خدا را به همسنگرانش آموخت او شهید زنگی بود که به معشوق خود رسیده بود…

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

___________________________________________________________________________________________________

وصیت نامه شهید

بنام الله

با درود به رهبر کبیر انقلاب من دو کلمه با شما همشهریان و مردم قهرمان و شهید پرور دارم .

ای مردم دلیر هیچ وقت از قرآن و اسلام روی گردان نشوید که اساس کشور ما بر قرآن و اسلام گذاشته است .

ای ملت قهرمان شما همیشه گوش به فرمان امام باشید و تا می‌توانید به جبهه‌ها روی آورید و بعد از عراق فلسطین را آزاد سازید .

والسلام فریدون زنگی