خاطرات شهید

خاطره‌ از زبان مادرشهيد

عنوان خاطره : پخش اعلاميه‌هاي حضرت امام (ره)

يادم هست اعلاميه‌هاي حضرت امام را در خرمشهر بين مردم توزيع مي‌كرد و بصورت فعال عشق انقلاب در او بود.

تا اینکه روزي توسط ساواك دستگير شد و چهارده روز در زندان بود و مورد شكنجه‌هاي زيادي قرار گرفته بود تا اينكه توسط يكي از بستگانمان كه درجه دار نیروی دريايي بود نجات يافت و آزاد شد .

عنوان خاطره : حضور فعال در جبهه

شهید بصورت فعال براي دفاع از اسلام و كشور در جبهه‌هاي جنگ شركت مي‌كرد . چهار بار به جبهه رفت و مي‌گفت بايد بروم تا از سرزمين و نواميسم كه مورد هجوم صداميان كافر قرار گرفته دفاع كنم و نمي‌توانم شاهد تجاوز‌هاي دشمن در سرزمينهاي اسلاميمان باشم و در خانه باشم و به جبهه نروم .

تا آخرين لحظه‌هاي عمرش در جبهه بود تا شهادت در راه خدا نصيبش شد و به لقاء الله پيوست .

روحش شاد و راهش پر رهرو باد