وصیت نامه شهید

بسم رب الشهداء و الصدیقین

اين وصيت نامه جواني است كه احساس مي كند كه در جواني پير مي شود به مرگ نزديك و زندگي از او روي گردانيده ، و به روزگار گردن نهاده و در سراي در گذشتگان آراميده …

نكوهشگر دنيا و فردا از آن كوچ …

اين وصيت نامه جوان آرزومندي است كه به آرزوهایش دست خواهد يافت . جواني رهسپار راه هلاك شدگان ، و آماج بيماريها و دستخوش روزگار ، گروگان ايام ، هدف مصيبتها و برده دنيا و سوداگر غرور ، وامدار فنا ، و بنده مرگ و هم سوگند اندوه و همنشين غم و همنفس آفات و خاكسار شهوات و جانشين رفتگان …

اما بعد ، … آنچه مرا به پشت كردن به دنيا و سركشي روزگار واداشت ، به روي آوردن آن جهان به خويش بود ،و مرا بر آن داشت كه جز از خويشتن ياد نكنم ، و جز به كار آن جهان نپردازم و ديگر آن را ادامه نمي دهم ….

اين بار بر آنم تا با كوشش دست به كاري زنم كه بيهودگي را بر آن راه نباشد و فكر خويش را صادقانه بكار برم …

ديدم كه تو پاره اي از تنم يعني مادرم از من كه سراسر وجود مني هستی آن سان كه غمي تو را دريابد انگار كه مرا دريافته پس ديدم كه كار تو همچون كار خود من در نظرم بزرگ است .

از آن رو اين را براي تو مي نويسم به اين اميد كه خواه من براي تو زنده مانم يا از اين جهان درگذرم به آن رفتار كني و به آن پشتگرم باشي .

در راه خدا پيكار جوي و از سرزنش مردمان باك مدار و به هيچ حال در راه حق از غرق شدن در سختيها مينديش .

مادر جان ميدانم اگر من كشته شوم براي تو دردناك است ولي چه مي شود كرد ، دين خدا در خطر است و در ضمن من هم كه مال خدا هستم پس مرا حلال كن مادر جان تا چون پرنده اي آزاد در آسمان آرزوهايم پرواز كنم ، مرا حلال كن تا خدايم مرا ببخشد .

مادر جان تو گذاشتي كه من به جبهه بروم ، يادت بيايد آن روزي را كه با هم صحبت مي كرديم برايت مي گفتم مادر مرا آزاد كن مادر جان من در جبهه آزاد بودم آزاد از هر نوع وابستگي . و همه چيز را كنار زده بودم و فقط مي خواستم كاري كنم كه به معشوقم نزديك شوم و به تو گفته بودم كه من عاشق خدا هستم ، و اينك آمده ام تا در صحراي خوزستان در دارخوين در اين زمين ، (كه پستي و بلنديش به وسيله توپ و موشك ايجاد شده ) .

در كنار كارون ، كاروني از خون بسازم و در اين بازار گرم و با صفای خون خريدار خوبي است که آمده تا كالاي ناقابل خود را تقديم به مولايم كنم ، گر چه كالاي همه را نمي پذيرد ، ولي آرزويم اين بوده …

و اما اگر پذيرفت كالاي مرا ، پس چند جمله مي گويم كه راجع به خود من است: اگر كشته شدم اول مرا غسل ندهيد چون ننگ است براي كسي كه معلمش حسين (ع) را غسل نداده‌اند خودش را غسل بدهد

پس كفن نپوشانيد چون حسين (ع) را كفن نپوشانيدند در مزارم گل نريزيد زيرا چه انصاف است كسي كه رهبرش حسين (ع) را در ميان نيزه و خنجر بيرون آوردند و به خاك سپردندخودش را ميان گل بپوشاند .

بر مزارم گريه نكنيد چون كسي نبود براي حسين (ع) گريه كند و اگر خواستيد گريه كنيد براي حسين (ع) گريه كنيد

و اينك با مردم بگوييد كه اي ياران خميني درود خدا بر خميني و يارانش باد كه چنين شد تمام ابرقدرتها مي‌خواهند اسلام را از بين ببرند شما را به خدا سوگند كه نكند خميني را رها كنيد به سقوط كشانيده خواهيد شد و اگر رفتيد تا ابد زير دست كفار خواهيد بود و من مي‌گويم كه اگر كشته شدم هيچ گروهي نمي‌تواند از خون من استفاده كند با معيار من مخالف است و چون من فقط براي خدا رفته‌ام و همين براي هيچ شخصي يا گروهي نرفته بودم

والسلام

مجيد خزايي