شهید محمد بهزادی

نام پدر :غلامحسين

تاريخ تولد :۱/۱۰/۱۳۴۱

تاريخ شهادت :۲۰/۱۱/۱۳۶۵

محل تولد :گناوه

محل شهادت :شلمچه

آرامگاه :گناوه

 

——————————————————————————————————————————————

 

شرح زندگي :

شهيد محمد بهزادي فرزند غلامحسين در سال ۱۳۴۱ در روستاي بيدو از توابع بخش بندر ريگ در يك خانواده  مذهبي و مستضعف ديده به جهان گشود . وي در سن هفت سالگي به مدرسه رفت و تحصيلات ابتدايي خود را به دلیل عدم وجود مدرسه در روستای محل سکونت در روستاي جزيره از توابع بخش ريگ گذرانيد . 

متاسفانه به علت نبود مدرسه راهنمايي در آن منطقه ناگزير به ترك تحصيل گردید و دوشا‌‌دوش پدر و برادرانش شروع به كار نمود . بدليل كمبود امكانات زندگي به شهرستان گناوه هجرت نمود و شغل برق كاري را پيشه خود نمود و از اين طريق مخارج زندگي خود را تامين مي‌كرد . ايشان در سال ۱۳۶۱ ازدواج نمود و صاحب يك فرزند دختر شد .

در سال ۱۳۶۵ به خدمت مقدس سربازي اعزام و در سپاه پاسداران به عنوان پاسدار وظيفه مشغول خدمت گرديد و دوره آموزشي خود را در كرمان گذراند و بعد از اتمام دوره به جبهه در منطقه شلمچه اعزام گرديد و پس از چند روزي خدمت در آن منطقه مجروح شد و به بيمارستان يزد منتقل شد و از آنجا به بيمارستان شهيد فقيهي در شيراز منتقل گرديد و پس از چند روزي بستري در آن بيمارستان در تاریخ ۱۳۶۵/۱۲/۷ به درجه رفيع شهادت نائل آمد .

شهيد داراي اخلاقي خدا پسندانه بود . با دوستان و خويشان و اهل منزل خيلي مهربان بود و در دوران زندگي هيچ كس از ايشان ناراحت و دلخور نبود . در بيمارستان قبل از شهادت به ما سفارش كرد كه راه مرا ادامه بدهيد و نگذاريد به انقلاب اسلامي صدمه اي برسد و حضرت امام (ره) ناراحت شود و دشمنان اسلام خوشحال شوند .

 

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

 

 

——————————————————————————————————————————————

 

خاطر‌ات شهید:

به نقل از برادر شهيد (علي اكبر بهزادي) :

 

۱-۱٫ عنوان خاطره : وفای به عهد

 

 روزي يكي از دوستان شهید به نزد وی رفته و از ایشان درخواست کمک نقدی میکند . شهيد به او قول مي دهد كه احتياجش را برآورده سازد و به او کمک نماید. بعد از رفتن آن شخص متوجه مي‌شود تا پول لازم جهت کمک را ندارد لذا از آنجا که ایشان نمیخواست قولش خراب شود و به آن شخص بتواند كمك كند ، فرش خود را مي فروشد و پول را براي دوستش تهيه مي‌كند .

 

۲-۲٫ عنوان خاطره : عشق به جبهه و جنگ

در بيمارستان يزد با او ملاقات كردم او به من گفت : تنها آرزويی كه دارم اين است كه هر چه زودتر خوب بشوم و دوباره به جبهه برگردم تا بتوانم انتقام خون همسنگران شهيدم را از بعثيان كافر بگيرم  همسنگراني كه جلوي چشمم شهيد مي‌شوند .

 

——————————————————————————————————————————————

 

سوالاتی پیرامون زندگی شهید:

۱ ـ وضعيت تحصيلي شهيد ( نام و آدرس كه در آنجا تحصيل كرده است ) ؟

زندگانی شهيد در زمان قبل از انقلاب آغاز شد. « روستاي بيدو » . مدرسه اي نبود كه در آن تحصيل كند لذا دوران ابتدایی را در روستای جزیره به پایان رساند . وضع مالي خانواده  آن چنان نبود كه بتواند ايشان را براي ادامه تحصيل  به جايی بفرستند و به همين دليل ايشان از ادامه تحصيل  محروم شدند .

 

۲ ـ توضيحي پيرامون وضع خانوادگي شهيد ؟

در يك خانواده مومن و متدين زندگي مي‌كرد . كه اين خانواده شامل پدر ـ مادر و برادرانش با خانواده‌اش و خانواده خودش كه جمعاً به ۹ نفر مي رسيد در يك حياط كوچك ۲۰ ×۱۰ زندگي مي كردند و خود شهيد پيش از اينكه به خدمت اعزام شود يك قطعه زميني را از يك نفر بصورت قرضی خريد كه تا هنگام شهادت بدهکار پول زمين  بود . به طور خلاصه يك زندگي ساده داشت .

 

۳ ـ ويژگيهاي اخلاقي و علمي و اجتماعي شهيد  ؟

شهيد از نظر اخلاقي در خانواده بي نظير بود و از رفتار و كردار ايشان همه اهل منزل راضي بودند و هیچگاه  به كسي حرفی نمي زد كه ناراحت شود . اخلاق خوب ايشان در محل زندگي مشهور بود .

 

۴ ـ فعاليتهاي اجتماعي ـ سياسي ـ فرهنگي شهيد قبل  و بعد از انقلاب ؟

شهيد فعاليت اجتماعي داشتند ولي به علت نداشتن سواد در فعاليتهاي فرهنگي پيشرفتی نداشتند .

 

۵ ـ تحولاتي كه بعد از پيروزي انقلاب در زندگي شهيد به وجود آمد ؟

شهيد پيش از انقلاب شخصي بود كه هيچ وقت از دين خود غافل نمي‌شد . در چارچوب اسلام زندگي مي‌كرد و بعد از پيروزي انقلاب فردي بود كه هميشه پشتيبان انقلاب بود اگر كسي مي‌خواست در مورد انقلاب حرف بيجاي بزند تا جايی كه امكان داشت ايشان را راهنمايي مي‌كرد و با ايشان طوري صحبت مي‌كرد كه طرف حرفش را پس بگيريد و متوجه اشتباهش شود .

 

۶ ـ موضع گيري‌هاي شهيد در برابر گروهكها و ضد انقلاب ؟

شهيد در منطقه‌اي كه زندگي مي كرد اگر به ضد انقلاب برخورد مي‌كرد سعي مي‌كرد كه ايشان را طرفدار انقلاب نماید و درغیر اینصورت مي‌كوشيد او را در بين مردم خوار و ذليل كند و اگر خانواده ای بود كه از دوستان او بوده  و آن خانواده يك نفر ضد انقلاب در آن بود رابطه را با آن خانواده قطع مي‌كرد و هميشه مي‌گفت دولت جمهوري اسلامي بايد از گروهكها و ضد انقلاب نگذرد و ايشان را به سزاي عمل پستشان برساند . 

 

۷ ـ نظر شهيد درباره جنگ تحميلي عراق عليه ايران ؟

نظر شهيد درباره جنگ تحميلي عراق عليه ايران اين بود كه اين جنگ عراق با ايران يك جنگ تحميلي است كه ابر قدرتها آنرا به وجود آورده‌اند و مي خواهند اسلام و انقلاب را تضعيف كنند و ما هم بايد تا يك قطره خون در بدن داريم در برابر متجاوز و گروهكي كه قصد دارد به انقلاب و اسلام ضرر وارد كنند بایستیم و جان خود را فدا كنيم و بالاخره به نيت خود رسيد و به جبهه رفت و زخمي شد و در بيمارستان شيراز در تاريخ ۱۳۶۵/۱۲/۷ به درجه رفيع شهادت نائل آمد .

 

۸ ـ چگونگي و تعداد اعزام شهيد به جبهه‌ها ؟ و تمام جبهه‌هاي كه در آن شركت  داشته است ؟

شهيد در تاريخ ۱۳۶۵/۹/۱۸ از طريق سپاه به خدمت اعزام شد . دوره آموزشي را در كرمان به مدت ۴۵ روزپشت سر گذاشت و بعد از تقسيم ، به ماهشهر اعزام شد و بعد از چند روز در جبهه ماهشهر شهيد به مرخصي آمد . بعد از مرخص مجددا به ماهشهر برگشت و بعد از چند روز خبر زخمي شدن ايشان را به خانواده آوردند كه مدت زخمي شدن ايشان تا زمان شهادت  ۴۵ روز طول كشيد .

 

۹ ـ روحيه شهيد پس از اعزام به جبهه و حملاتي كه در آنها شركت داشته است؟

شهيد از نظر روحيه خيلي بالا بود . از شهادت نمي‌ترسيد مي‌گفت جان همه دست خداست اگر بخواهد جان كسي را بگيرد در هر كجا كه باشد مي‌گيرد يك روز مي‌ميرد چه بهتر كه در راه افتخار و عزت اسلام و قرآن جان بدهد و در حمله كربلا ۵ بود كه زخمي شد .

 

۱۰ ـ آخرين ديدار و خاطره و توصيه شهيد ؟

آخرين ديدار شهيد در بيمارستان روي تخت خواب بيمارستان بود . اولين ديدار در بيمارستان يزد و تهران و آخرين ديدار در بيمارستان سعدي شيراز بود . يك روز صبح كه دكترهاي بيمارستان بالاي سر شهيد آمدند و قرار شد كه او را فردا به اتاق عمل ببرند. وقتي كه دكترها رفتند مي‌گفت من شهيد مي‌شوم اگر نمي‌خواستم شهيد بشوم بعد از انجام دو عمل خوب مي‌شدم .

 

 

۱۱ ـ چگونگي شهادت ؟

شهيد بعد از زخمي شدن و چندين عمل كه در بيمارستانها كرد و عمل آخر در بيمارستان شيراز بود كه بعد از عمل تا ۱۴روز در تختخواب بيهوش و زير دستگاه بود تا اينكه در تاريخ ۱۳۶۵/۱۲/۷ صبح پنج شنبه ساعت ۷ به شهادت رسيد .

 

۱۲ ـ زمينه‌هاي تخصصي شهيد و آثار هنري و فرهنگي او ؟

شهيد در رشته برق كاري و كمي هم در بنايي تخصص داشت و خرج زندگي خود را با برق كاري تامين مي‌كرد و آثار هنري و فرهنگي از او نيست .

 

۱۳ ـ مسافرتها ، ماموريتها و دوستان و اتفاقات مهمي كه در زندگي شهيد رُخ داده است ؟

شهيد به شيراز ، اصفهان زياد مسافرت مي‌كرد جهت سركشي به دوستان و خويشاوندان . شهيد دوستان زيادي دارد كه اگر بخواهم از ايشان اسم بياورم صفحه كاغذ جا نمي‌دهد فقط مي‌خواهم بگويم بخواست خدا يكي از دوستان شهيد نيست كه در راه امام نباشد همه حزب الله هستند و قدم در راه اسلام بر مي‌دارند .

 

۱۴ ـ رابطه شهيد با والدين و خانواده و مردم ؟

رابطه شهيد با والدين خيلي خوب بود . بدون اجازه ايشان هيچ كاري  انجام نمي‌داد مگر با مشورت  ايشان ، و با خانواده خود بسيار مهربان بود و هيچ وقت بچه‌هايش از ايشان ناراحت نشدند و رابطه ايشان با مردم هم خوب بود در اين مدت زندگي هيچ كس از ايشان  شكايتي نداشت فقط عده زيادي از مردم مي‌آمدند درب منزل سراغ سلامتي ايشان را میگرفتند.

 

۱۵ ـ شرح زندگي سال به سال قبل و بعد از انقلاب تا لحظه شهادت ؟

شهيد از سن كودكي در روستاي بيدو زندگي مي‌كرد  . در سن جواني به گناوه عزيمت كردند و در مدت چند سالي كه در گناوه بود به كارگري مي‌پرداخت و بعضي وقتها هم بيكار بود . تا  اينكه در سال ۱۳۶۱ عروسي كرد و بعد از دو سال كه عروسي كه كرده بود دختري خداوند به او عطا فرمود كه اسمش سكينه مي‌باشد . مي‌خواهم بگويم تا قبل از اينكه دختر پدرش را بشناسد، پدر شهيد شد و سكينه در آرزوي مهر و محبت پدر ماند.

 

۱۶ ـ اوقات و فراغت را چگونه مي‌گذرانيد ؟

شهيد در اوقات فراغت خود به كارهايی كه در خانه احتياج بود می پرداخت  و اگر در خانه كاري نبود به سركشي از دوستان و خويشان مي‌رفت .

 

۱۷ ـ وضع اقتصادي والدين و بازماندگان شهيد ؟

وضع اقتصادي والدين و بازماندگان شهيد در حد مطلوب نيست بلكه بايد گفت در حد ضعيفي زندگي مي‌كنند اگر به خانواده والدين شهيد و خود شهيد سركشي شود خواهيم فهميد كه شهيد و والدين در چه حدي زندگي مي‌كرده و از وضع اقتصادي ايشان مطلع شود .

 

۱۸ ـ بازتاب شهادت وي در محيط خانواده و خويشاوندان ـ محيط كار ـ و جامعه‌اي كه در آن مي‌زيست ؟

شهادت براي خود شهيد درجه‌اي بسيار عالي است كه هيچ مقامي از شهادت بالاتر نيست و بعد از خود شهيد خانواده شهيد است كه اين مقام بسيار عالي نصيب او مي‌شود و او را بيشتر به فعاليتهاي زندگي و كار و كوشش ‌وا مي‌دارد و خون شهيد است كه انسان را در برابر همه مشكلات و سختيها نجات مي داد . پس از شهادت شهيد در خانواده و خويشاوندان تحولي بزرگ بوجود مي‌آيد كه همه نتيجه مثبت دارد . مخصوصاً جامعه‌اي كه در آن شهادت باشد ذلت ندارد . هميشه پيروز و استوار است .

 

۱۹ ـ نيازهاي فرهنگي بازماندگان ؟

نيازهاي فرهنگي بازماندگان كه كودكان شامل آن مي‌شوند  بايد از نظر فرهنگي به بازماندگان شهيد خيلي رسيدگي شود تا از نظر فرهنگي بازماندگان شهيد و باز حتي دختر كوچك شهيد لبریز از فرهنگ اسلامي شود زيرا كشوري كه فرهنگش اسلامي است هيچ وقت نمي توانند در آن نفوذ پيدا كنند و ضرر به اسلام و حكومت آن كشور برسانند . مي‌خواهم بگويم شهادت پدران و فرزندان اين امت بود كه انقلاب را تا اينجا به پيروزي رسانده و تا هميشه از آن نگهداري خواهد كرد . وسلام عليكم .