خاطرات شهید

خاطره از زبان برادر شهید “محمود شهبازی”

۱/۱٫عنوان خاطره : نماز جماعت شهید

شهید محمد علی شهبازی یکی‌از چهره‌های انقلابی و مذهبی و الگو بودند . وی در دوران تحصیلات (دبیرستانی) خود قبل از پیروزی انقلاب اسلامی که در گناوه مشغول به تحصیل بودند روزهای پنج‌شنبه و جمعه که تعطیل بودند به روستا می‌آمدند . تمام جوانان و نوجوانان روستا جمع می‌شدند و پشت سر وی نماز جماعت برگزار می‌نمودند و برای آنها احکام اسلامی را بیان می‌نمودند و این رویه تا بعد از پیروزی انقلاب و دور‌انی که وارد سپاه شدند همچنان ادامه داشت و این مسئله طوری شده‌ بود که همه بچه‌ها روزهای تعطیلی بی‌صبرانه منتظر وی بودند جهت برگزاری نماز جماعت و ایشان به بچه‌های خردسال نیز جوایزی جهت تشویق می‌دادند .

___________________________________________________________________________________

۲/۱٫عنوان خاطره : خداحافظی شهید در وداع آخر

شهید چهار روز قبل از شهادتش در زمانی که من هم در جبهه در منطقه دشت عباس عین خوش بودم پیش ما آمد و چون اعزام واحد لبیک بود اکثر دوستان وی در تیپ امیرالمومنین گردان حجت بودند و ایشان از جزیره مجنون آمده بود پیش ما و گویا دو روز قبل هم رفته بود ولایت و از خانواده و خویشان حلالیت طلبیده بودند و در آن موقع عملیات خیبر انجام شده بود و شهید شهبازی خیلی نگران بودند از اینکه عده‌ای از دوستانش شهید شده‌اند و از آن جمله تجمع لشکر المهدی با خیانت منافقین کور دل توسط هواپیماهای عراقی بمباران شده بود و تعداد زیادی از جمله گروهان طلبه‌ها همه شهید شده بودند لذا شهید به مدت حدود یک شبانه روز در گردان حجت ماندند با همه دوستان خداحافظی و حلالیت طلبیدند و رفتند که چهار روز بعد خود نیز به خیل شهیدان پیوستند .

___________________________________________________________________________________

۳/۱٫عنوان خاطره :‌ دیدار اولیاء و امام از خانواده شهید

پس از شهادت شهید محمد علی شهبازی یک شب که خوابیده بودم حدود دو هفته بعد از شهادت شهید در عالم خواب به من گفتند که امام درب حیاط شما است و من و پدرم و چند تن دیگر سراسیمه به طرف درب حیاط رفتیـم . دیــدم که پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) و حضرت امام خمینی هر سه با هم به ترتیب ، پیامبر (ص) جلو و بعد حضرت علی (ع) و بعد حضرت امام پشت سر هم هستند

و پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) با عبای شتری رنگ و شال سبز که یکی به کمر بسته بودند و دیگری به صورت عمامه بر سر داشتند و امام (ره) نیز لباس سفید و عمامه سیاه داشتند که ما به پیش‌باز آنها رفته و با پیامبر اکرم (ص) و مولا حضرت علی (ع) و امام تواضع و روی بوسی نموده وآنها وارد حیاط شدند

و چون اتاق شهید نزدیک به درب حیاط بود داخل تر نیامدند و فرمودند که همین‌جا بنشینیم و ما خیلی خوشحال و مسـرور بودیم و آنها فرمودند که به دیدار شما آمده‌ایم که در این حال خوشحال از خواب بیدار شدم . لذا با این خواب بیشتر به شخصیت معنوی شهید پی بردم که واقعاً خالصانه و وجه الله بودند .

______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

بازدید: 2