زندگی نامه شهید

شهيد محمد علي موسایی در سال ۱۳۴۱ در خانواده‌اي مستضعف در بندر گناوه چشم به جهان گشود و دوران كودكي او سپري شد و دوران فراگيري علم آغاز گرديد.

پدرش با اينكه از نظر هزينه زندگي در تنگناي سختي قرار داشت ولي او را نيز چون برادر بزرگش به مدرسه فرستاد .

او پس از دوران دبستان و راهنمایی وارد دبيرستان شد و آغاز دبيرستان برايش آغاز همه زندگيش بود چون در اين مكان مقدس بود كه به واقع خدا را شناخت و اراده كرد كه با تمام وجود و در همه لحظات زندگي خدايش را بنده باشد و حرمت اين بندگي را با شهادتش بجا آورد .

در دبيرستان دو راه برايش نمودار شد ، يكي راه اسلام و خدمت به خلق و ديگري ماركس و لنين و خدمت به ابر قدرتها كه او با بينش و هوشياري خاص خودش اسلام را برگزيد و شروع به بررسي و تجزيه و تحليل در مسايل مختلف اين دين كرد

و به اين ترتيب شهید خودش دين را شناخت و انتخاب نمود و همانند اكثر انسانها نبود که دينش اكتسابي از طرف پدر و مادر باشد

او پس از شناخت اسلام شروع به مبارزه كرد ، مبارزه با نفس خود و غلبه كردن به آن و مبارزه با هر كس و هر چيزي كه سد راه پيشرفت اسلام بود و اين مبارزه تا شروع موج انفجار و خشم و نفرت مردم عليه طاغوت ادامه داشت

و او نيز چون ميليونها چشمه جوشان و خروشان ، از بطن وطن جوشيده و چون دريايي عظيم گشت كه بالاخره به اقيانوس شهادت رسيد و به آرزوي ديرينه‌اش دست يافت .

پس از پيروزي انقلاب و بازگشت امام به ايران به بررسي در مورد چگونگي مبارزات در زندگي امام پرداخت و به حق مي‌توان گفت كه پس از شناخت امام به ايشان عاشقانه احترام مي‌گذاشت و سوگندش به امام بود .

و سعي مي‌كرد به هر بهانه شده نامش را تكرار كند ، گويا تكرار نام امام نيز او را شاد مي نمود و عشق به امام و اسلام بود كه سرانجام باعث شد بلافاصله پس از پايان تحصيلات متوسطه وارد سپاه شد و به رده سربازان اسلام و امام در آمد .

و پس از طي دوره تعليماتي در بندر گناوه و بوشهر و از آنجا به شيراز اعزام شد و در اين دو شهر دوره هاي تعليماتي نهايي را گذارند

و سرانجام پس از سپري شدن اين دوره‌ها و هنگاميكه خانواده‌اش در صدد انتخاب زوجي براي او و فراهم نمودن تداركات و تشكيل زندگي مشترك برايش بودند او راه نهايي خود را كه رفتن به جبهه حق عليه باطل بود انتخاب كرد

و به همراه ديگر برادران پاسدارش به جبهه آبادان اعزام شد و در اين مكان بود كه سرانجام دعوت حق را لبيك گفت و روح پاكش رفت تا در بهشت به ديگر يارانش بپيوندد و با خون سرخش برگی ديگر از كتاب گلگون اسلام را رنگين ساخت و درس ايثار و آزادگي به همه جوانها آموخت

او با شهادت خود به همه آرزوهايش رسيد و چيزي را كه همه عصر به دنبال آن بود بدست آورد ، باشد كه ما نيز از رهروان پاك شهيدان باشيم .

«روانش شاد و روح پاكش گرامي باد»