خاطرات شهید

خاطره ای از فرزند شهید (صالح ناصر پوران)

عنوان خاطره : عشق به امامان

پدرم علاقه و اعتقاد و عشق عجیبی به امامان داشت به خصوص امام رضا (ع) هر ساله ما را برای زیارت امام رضا (ع) تابستانها به مشهد مقدس می برد برادرم فالح تازه به دنیا آمده بود .

پدرم گفت : باید برویم امام رضا (ع) و تشکری از امام هم داشته باشیم در راه مشهد شبانه سوار بر اتوبوس در حال حرکت بودیم که به ناگاه متوجه شدیم برادر کوچکم فالح بدون اطلاع مادر دست او را رها کرده و رفته .

بعد از جستجو در اتوبوس خدا را شکر متوجه شدیم که برادرم چند صندلی جلوتر در کف اتوبوس افتاده و الحمدلله هیچ ناراحتی و بلایی بر سر او نیامده نیامده .

پدرم این حادثه را معجزه امام رضا (ع) دانست و خیلی خوشحال بود که امام کمکمان کرده و برادرم نجات پیدا کرده چون او اعتقاد به امامان داشت .

روحش شاد باد و یادش گرامی

بازدید: 2