زندگی نامه شهید

شهید موسی غلامزاده دیلمی در سال ۱۳۴۵ در خانواده مذهبی در شهرستان آبادان متولد شد . پدر شهید بیشتر به شغل ملوانی مشغول بود و در بعضی اوقات نیز به کشاورزی ( پرورش نخل ) میپرداخت .

وی فردی مذهبی بود و سعی و تلاش فراوانی داشت که بتواند مسائل حلال و حرام را در زندگی روزمره خود و خانواده رعایت نماید و به دلیل داشتن همین اعتقادات بود که توانست فرزندان خوبی تحویل جامعه اسلامی دهد .

در دوران کودکی شهید همانند هم سن و سالهای خود بیشتر به بازی فوتبال می پرداخت و به این ورزش علاقه زیادی داشت و هنگام انجام بازی با توجه به سن کم ، مسائل اخلاقی را در این ورزش رعایت میکرد و الگویی برای دیگر دوستان بود .

در سن هفت سالگی پا به مدرسه گذاشت در این دوره با توجه به اینکه خانواده ایشان در اروند کنار زندگی میکردند به یکی از مدارس ابتدایی این بخش رفت اولین مدرسه ای که ایشان در آن تحصیل کرد مدرسه ابتدایی کورش نام داشت و ایشان این دوره تحصیلی را با موفقیت به پایان رساند

بعد از اتمام دوره ابتدایی وارد دوره راهنمایی شد سال اول راهنمایی را در مدرسه شهید نصرتی اروند کنار با موفقیت به پایان رساند . در دوران مدرسه بخاطر استعدادی که داشت هیچگاه از درس عقب نماند .

با شروع مبارزات انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی همیشه همراه با خانواده‌اش در راهپیمایی ها شرکت میکرد و از نزدیک نظاره گر حرکات امت اسلامی ایران بود و میدید که چگونه این ملت از جان مایه گذاشتند و رژیم پلید و فاسد شاهنشاهی را سرنگون کردند

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در شهریور ۱۳۵۹ وی به همراه خانواده‌اش بعد از گذشت دو هفته از آغاز جنگ ناگزیر خانه و زادگاه خود را ترک و به شهرستان گناوه مهاجرت کردند .

در این زمان او ۱۴ سال سن بیشتر نداشت . در این شهرستان بعد از گذشت ۳ ماه از شروع مدارس به تحصیل خود ادامه داد و موفق شد در خرداد ماه قبول گردد .

شهید که در طول انقلاب از نزدیک شاهد از خود گذشتگی ایثار ملت خدای جوی ایران بود که چگونه رژیم شاهنشاهی را سرنگون کردند از این رو نتوانست خود را قانع نماید که در کلاس درس باشد و ببیند انقلابی که با نثار خون جوانان این سرزمین به پیروزی رسیده در معرض خطر باشد .

به همین دلیل قصد عزیمت به جبهه نمود و برای اولین بار در اوایل سال ۶۲ از طریق بسیج گناوه به دوره آموزشی و سپس به جبهه اعزام گردید .

او همراه با دیگر بسیجیان عاشق امام به کردستان اعزام گردید . در این اعزام که بیشتر از سه ماه طول کشید در چندین عملیات پاکسازی شرکت داشت . بعد از برگشت از اولین ماموریت جنگی خود به بدلیل احساس مسئولیتی که در قبال انقلاب و شهدا می نمود بعد از چند روز دوباره به جبهه اعزام گردید که این اعزام نیز حدود ۲ ماه طول کشید

همیشه این احساس را داشت که تا پایان جنگ بایست دوشادوش رزمندگان در جبهه حضور داشته باشد و همین طرز فکر باعث شده بود که بیشتر وقت خود را در جبهه بگذراند .

آخرین اعزام ایشان در تاریخ ۱۳۶۴/۴/۱۵ بود که قریب به ۱۸ ماه به طول انجامید. در این اعزام در چندین عملیات کوچک و بزرگ مثل عملیات قدس ۴ و ۵ و عملیات والفجر ۸ شرکت داشتند که در جریان عملیات قدس ۵ بر اثر اصابت ترکش مجروح گردید و مدت ۳ روز در بیمارستان اهواز بستری بود

ایشان بعد از ترخیص از بیمارستان مستقیماَ به تیپ امیر المومنین برگشتند و حاضر به استراحت در منزل نشدند و دوباره لباس رزم پوشیدند و به خط مقدم اعزام گردیدند در عملیات والفجر ۸ فرماندهی یکی از گروهانهای گردان امام حسین (ع) را بر عهده داشت و در جریان عملیات ماموریتهایی را که بر عهده او میگذاشتند به نحو احسن انجام می داد .

دو ماه قبل از عملیات کربلای ۴ از تیپ امیر المومنین مستقیماَ به لشکر ۱۹ فجر رفت و در این لشکر بعنوان غواص مشغول به خدمت شد و در عملیات کربلای ۴ که در تاریخ ۶۵/۱۰/۴ آغاز گردید بعنوان فرمانده گروهان در جزیره سهیل در تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۴ به فیض عظمای شهادت نائل آمد .

در پایان باید یادآور شد که شهید در طول جنگ از اوایل اعزام تا تاریخ شهادت ۳۸ ماه در جبهه حضور داشت و در لشکر المهدی و ۱۹ فجر و تیپ امیر المومنین خدمت نمود .

روحش شاد یادش گرامی باد.

بازدید: 2