شهید نادر شمسی دخت

نام پدر :عباس

تاریخ تولد :۱۳۴۹/۰۳/۰۲

تاریخ شهادت :۱۳۶۵/۱۰/۰۴

محل تولد :گناوه

محل شهادت :جزیره سهیل

محل دفن :گناوه

________________________________________________________________________________________________

زندگی نامه شهید

شهید بزرگوار نادر شمسی دخت فرزند عباس در تاریخ ۱۳۴۹/۳/۲ در یک خانواده مذهبی و متدین و فقیر در روستای تل برج از توابع شهرستان گناوه دیده به جهان گشود .

پدر شهید از طریق کشاورزی و دامپروری خانواده را امرار معاش میکرد و فرزندانی صالح و دیندار و باتقوا و خدا ترس تحویل جامعه داد.

شهید عزیز شمسی دخت در کارهای کشاورزی و دامداری پدر را کمک میکرد او تحصیلات خود را در روستا شروع نمود و جهت ادامه تحصیلات در مقطع راهنمایی به شهرستان گناوه آمد و تا کلاس اول رهنمایی درس خواند .

او عاشق امام و انقلاب بود و عشق خاصی به بسیج داشت و از بسیجیان فعال پایگاه صاحب الزمان محله سادات بود ایشان چندین بار از طریق بسیج داوطلبانه به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد

و آخرین مرحله اعزام او تاریخ ۱۳۶۵/۹/۹ بود که با سپاهیان یکصد هزار نفری حضرت محمد (ص) از طریق بسیج گناوه به جبهه جنوب اعزام و در تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۴ در عملیات کربلای چهار شرکت و در جزیره سهیل کربلایی شد

و به آرزوی دیرینه‌اش یعنی شهادت در راه خدا رسید و پیکر پاک و مطهرش جاوید‌ الاثر گردید تا اینکه پس از سالها غریبی توسط گروه جستجوی مفقودین پیدا و در تاریخ ۱۳۷۶/۱۱/۴ در گناوه طی مراسم باشکوهی تشیع و در کنار همرزمانش شهیدان غلامحسن کرمی ، خسرو نظری در گلزار مطهر شهدای شهرستان گناوه به خاک سپرده شد .

یاد لاله های همیشه جاوید بخیر و راهشان مستدام باد .

_________________________________________________________________________________________________

خاطرات شهید

خاطراتی از رزمنده محمد ملک حیاتی

افتخار آن را داشتم که مدت زیادی در کنار شهید بزرگوار شهید شمسی دخت باشم و این برای من افتخار بزرگی است که آن روزها خدمت ایشان بودم .

چون ما از اول که در پایگاه بودیم ـ پایگاه صاحب الزمان محله سادات گناوه با همدیگر کارهای فرهنگی انجام میدادیم و در اکثر برنامه‌ها با هم بودیم و موقعی هم که به جبهه اعزام شدیم به هر نحوی افتخار نصیب ما شد که با هم باشیم.

یادم می آید که یک روز قبل از عملیات کربلای ۴ عزیزان همه دور هم جمع بودیم . ما بودیم و نادر شمسی دخت و خسرو نظری و غلامحسن کرمی و محمد‌جعفر سهیلی که همه این عزیزان شهید شدند

و یک دفعه مسئولین گردان صدا زدند که اعضای گردان جمع بشوید همه عزیزان بلند شدند و رفتند بیرون صف گرفتند ما هم رفتیم و دیدیم که شهید شمسی دخت یک کیفی داشت و تمام تجهیزاتی که همراهش بود با خودش آورد.

درون این کیف لباسهای اضافی و جیره جنگی گذاشته بود . یکدفعه دیدم دست کرد توی کیف و یک خرده مخلوط تخمک و پسته که برای روز عملیات به ما داده بودند در آوردند و شروع کرد به خوردن آنها

من به ایشان گفتم نادر جان اینها را برای فردا داده اند اینها برای روز عملیات داده اند برای موقعی که جیره به ما نمی رسد . اینها را باید برداریم

رو کرد به من خندید و گفت تو خیال میکنی فردا جنب این بعثیها بتوانی چیزی بخوری اگر از ما میشنوی در بیاورید هرچه دارید همین حالا بخورید فردا معلوم نیست کی زنده باشد .

سپس گفت : محمد این کیف خیلی اذیتم میکند چکارش کنم ما که دیگر بر نمی گردیم اما شما اگر زنده ماندید این کیف را به خانه ما برسانید .

من به ایشان گفتم : که شما خیلی مطمئنید به من نگاه کرد و خندید . خنده دلنشینی کرد و به آرامی گفت : فلانی اگر این حال و هوا باشد فکر نکنم هیچکدام برگردیم اما یک چیزی هم به تو بگویم گفتم چیه ؟

گفت : اما این دفعه تا بلوک خانه صدام را نیاورده‌ام دست نمی کشم اما تو هم یادت نره اگر برگشتی کیف من را به خانه برسان به مادر بگو ناراحت نباشه و برایم گریه نکن .

ان شاءالله پیروزی از آن ماست و ما انشاالله پیروز می شویم .

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

_______________________________________________________________________________________________

نامه های شهید

گلچین نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت پدر و مادر و برادران عزیز و از جان بهترم سلام

پس از تقدیم سلام ، سلامتی شما را از درگاه ایزد متعال خواهان و خواستارم و امیدوارم که حالتان خوب باشد

ای خانواده بزرگوارم من هم اکنون در چادر گردان نشسته‌ام و این چند کلمه ناچیز را می‌گویم و ساعت ۱۲ روز جمعه ۲۸ آذر سال۶۵ میباشد و من راهی در پیش دارم که زنده بودن با خدا میباشد.

ای خانواده عزیزم مرا حلال کنید و از طرف من از تمام دوستان و اقواممان حلالیت بطلبید و اگر چنانچه کشته شدم مرا حلال کنید .

مادر و پدر و برادرم در مرگ من صبر را پیشه کن که مرگ حق است و حق بر ناحق پیروز است.

نادر شمسی دخت

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

 

 

 

 

 

 

 

 

بازدید: 1