نامه های شهید

نامه شهید ناصر داودی به شهید علیرضا رضایی

 

به نام الله 

خدمت برادر عزیزم آقای علیرضا رضایی 
پس از عرض سلام ، سلامتی شما را از درگاه ایزد متعال خواهان و خواستارم امیدوارم که حالت خوب و هیچ گونه ناراحتی در کارت نداشته باشی و زندگی را به خوشی بگذرانی

باری اگر جویای حال اینجانب باشید بحمدالله سلامتی برقرار است بجز دوری و نادیدنی شما آن هم امیدوارم دیدارها تازه گردد و آن چهره مهربان و نورانیت را دوباره زیارت کنم.

باری از موقع‌ای که سربازی رفته‌ای جایت در بین بچه‌ها خالی است ولی این یک وظیفه است که به گردن همه است و باید آن را انجام دهیم اگر از اوضاع سپاه و بسیج بخواهی سپاه هم مثل همیشه است بچه ها هم به آن کمک می کنند

و گروه ابوذر که در بوشهر دوره دیده بود از طریق رادیو بوشهر خواسته شدند و آنها هم رفتند دو روز در آنجا ماندند و سپس راهی اهواز شدند .

بچه‌هایی که به اهواز رفته اند حر خسروی ، عباس کردوانی ، تیموری ، احمدزاده ، ماندنی محمدی ، حسن ملک زاده ، مظفری ، حمید حیاتی ، آنها هنگامی که خواستند به اهواز بروند حتی وقت نداشتند از پدرانشان هم خداحافظی کنند

فقط به ۱۰ دقیقه ای در کنار امامزاده ایستادند که برادر سعیدی را ببینند و با اذان مغرب به اهواز حرکت کردند بچه‌ها خیلی خیلی سلام می رساندند خیلی خوشحال بودند ،

نامه ای که برای حمید فرستاده بودی بدست من رسید من هم به منزلشان دادم و هر وقت که نامه ای نوشت و آدرس آنرا پیدا کردیم نامه را حتماً برایش می فرستم و او را از حالت با خبر می سازم .

برادر سربازی دوره ای برای آمادگی بدن و آموزش باید به هر صورت که باشد استقامت کرد خوشا روزهایی که در بسیج با هم بودیم هر روز همدیگر را ملاقات و از حال یکدیگر با خبر بودیم .

برادر روزی که بچه ها به اهواز رفتند همگی سلامت را رساندند حمید حیاتی نیز خیلی سلامت را رساند دیگر وقت شما را نمی گیرم . امیدوارم که همیشه موفق باشید و امیدوارم از اینکه با بچه ها نیستید هیچ ناراحتی نداشته باشی چون خودت هم در حال جهاد هستی جهاد که تنها در اهواز نیست در این موقع هر خدمتی جهاد است . کسی که شما را فراموش نمی کند 

ناصر داوودی ۱۳۵۹/۱۰/۰۶

 

______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

 

یادداشت های شهید

 

آخرین دستنوشته‌ها شهید ساعاتی قبل از شهادت 

 

الان ظهر است (۱۳۶۱/۱/۱) امشب عملیات فتح المبین شروع می‌شود .

در یک سنگر بزرگ حدوداً ۱۲ تا ۱۴ متر همگی دور هم نشسته‌ایم خدا می‌داند تا روز عید کیا به آرزوی خودشان میرسند و کیا و چه کسانی به گناوه بر می‌گردند و شاید که همگی برویم ، شاید که آخرین ساعات زندگیمان باشد .

این بار حمله تا کربلا است خوشا بحال آنان که قبر امامشان را زیارت می‌کنند و به آرزویشان می‌رسند .

 

 

ساعاتی بعد 

امشب شب عملیات است ، شب زیارت قبر امام حسین (ع) ، شبی که راه کربلا به فرماندهی امام زمان (عج) باز خواهد شد .

شبی که در تپه‌های خونین شوش میعادگاه ما با جواد فروتن و صید عالی و فضلی خواهد بود . چون آمده‌ایم تا با آنها پیوندمان را قوی تر گردانیم و شاید اگر خدای بزرگ توفیق دهد به آنها بپیوندیم .

ای امام از ما راضی باش 
در این حمله امام زمان (عج) شخصاً فرماندهی را بعهده دارد .

وقتی که سه نفر از پاسداران نماز شب می‌خوانند امام زمان می‌آید پیش آنها و می‌فرماید : در این حمله پیروزید با شهامت و می‌فرماید دعای فرج را فراموش نکنید تا فرج من نزدیکتر شود .

 

خدایا !
خدایا  از تو عاجزانه تقاضا داریم ما را از وسوسه شیطان دور کنی .

خدایا  هر آنچه غیر از تو در قلب من است از من دور گردان و مرا در راه خودت قرار ده .

خدایا  توبه‌ام را بپذیر و از اینکه ناآگاهانه گناه می کردم مرا ببخش . 

خدایا  قلبم را خالص برای خودت گردان . 

خدایا  اگر مرگ نزدیک شده و کارهایم مرا به تو نزدیک نکرده اند از تو می‌خواهم که مرا ببخشی و مرا بهره‌مند کن تا جبران شکستهای گذاشته‌ام بشود.

خدایا مرا بخاطر جهل‌ها و شتابها و ضعفم رها مکن و حتی به اندازه یک چشم به هم زدن هم به خود وامگذار .

خدایا  مرا از سپاه خویش قرار ده زیرا سپاه تو پیروزند و بگردان مرا از حزب خود زیرا حزب تو رستگارند و مرا از دوستان خود قرار بده زیرا که دوستان تو نه بیمی برآنانست و نه آنان اندوهگین می شوند .

خدایا  دین مرا اصلاح فرما زیرا که دین نگهدار کار من است و آخرت را برای من اصلاح کن زیرا آنجا خانه ابدی منست .

هدفم الله ، مکتبم اسلام ، یاورم قرآن ، رهبرم روح الله
و اگر دین محمد (ص) با کشتن من برپا می ماند ای سلاحها مرا در برگیرد . 
«به یاد سخنان امام حسین (ع)»

 

آخرین کلماتم 

هدف من از رفتن به جبهه فقط و فقط اسلام بوده به هیچ حزبی وابسته نیستم فقط در خط حزب الله اگر پاره پاره و سوازنده شوم چیزی را بر اسلام ترجیح نخواهم داد .

ان شاء الله بزودی پرچم اسلام در بیت المقدس به اهتراز در خواهد آمد . پیروزی ما نزدیک است و مرگ ابر قدرتها و شیطان بزرگ نیز نزدیک است

برای شناختن اسلام واقعی گوش به فرمان روحانیت مبارز باشید این گفته امام است که می‌فرماید :
آن‌روز که روحانیت از شما جدا شود ابر قدرتها جشن می گیرند.

برادران و خواهران 

چریکهای فدایی در جبهه کارش نشانه گرفتن قلب پاسداران است . مبادا فریب این از خدا بی‌خبران را بخورید . برای پایمال نشدن خون شهداء گوش به فرمان امام باشید . هر روز که اسلام پیروز شد عید ما است .

______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

بازدید: 5