وصیت نامه شهید

بسم رب الشهداء و الصدیقین

بنام خدایی که مرا آفرید و بنام خدایی که بازگشت همه به سوی اوست . این وصیت نامه جوانی است که مدتها آرزوی جبهه رفتن را داشت و حال این سعادت را پیدا کردم که رهسپار جبهه شوم .

حال که به جبهه‌ می روم و پای در سنگر حق می‌نهم و سینه دشمنان اسلام را نشانه می گیرم روحیه ای دیگر دارم که انگار حالت پرواز به من دست داده چون جایی می‌روم که برادرم علیرضا آنجا بوده ،ُ چون جایی می روم که برادرم جواد و مجید آنجا بوده و من هم می‌روم به آنجا تا قدرت اسلام را به این مزدوران بفهمانم .

با درود و سلام بر امام امت و روحانیت مبارز چند کلمه‌ای با شما برادران و خواهران مسلمانم دارم اگر کشته شدم برایم دعا کنید تا خدای بزرگ گناهان مرا ببخشد و آن هنگام که مرا در پایگاه منتظران شهادت یعنی سپاه پاسداران می‌نهند همه فریاد بزنید :
ما همه سرباز توئیم خمینی گوش به فرمان توییم

تا دشمنان اسلام بدانند که همه گوش به فرمان امام کبیرمان هستیم ، مرا تا آنجایی که امکان دارد غسل و کفن نکنید و آن هنگام که می‌خواهند مرا در قبر بگذارند اول مرا روی قبر معلم بزرگم علیرضا بگذارید ، اول مرا روی قبر جواد و مجید بگذارید تا شاید از آنها فیض ببرم

و اگر جسد من به دست شما نرسید به پدر و مادرم و برادران و خواهران مسلمان بگویید که بر مزار معلمانم علیرضا و جواد و مجید بروید و برایم گریه نکنید و اگر گریه کردید صدایتان بلند نشود که دشمنان اسلام شاد شوند ، بر تابوتم حتماً عکس امام و قرآن و عکس معلمم علیرضا بزنید ،

برایم سیاه نپوشید به مادرم بگویید می دانم با جدایی من از تو ناراحت می‌شوی اما صبر کن که خدا صابران را دوست دارد .

و ای مادر مرا ببخش که نتوانستم حتی زحمات یک شب ترا جبران کنم و به پدرم نیز بگویید تا بخاطر خدا و هر چه که می‌پرستد مرا ببخشد در آخر از تمام برادران و خواهرانی که نتوانستم با آنها خداحافظی کنم به خاطر خدا و اینکه خدا مرا ببخشد می‌خواهم که مرا ببخشند .

به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی و جهانی کردن انقلاب اسلامی به رهبری امام زمان (عج) .

برادر کوچک شما
ناصر داودی