خاطرات شهید

خاطرات همسر شهيد

عنوان خاطره : فدا شدن مثل امام حسين (ع) براي امام

شب هفتم محرم سال ۵۸ بود در منزل حليم مي‌بختيم همه همسايه‌ها و اقوام و خويشان دور هم جمع بودند كنار ديگ حليم با نواري كه گذاشته بوديم سينه مي‌زديم و گريه مي‌كرديم آن شب شهيد بزرگوار درباره علاقه قمر بني هاشم به امام حسين (ع) و جانبازيها و شجاعت ايشان صحبت مي‌كرد و مي‌گفت من هم از صميم قلب راضي هستم كه براي دفاع از كشور و حمايت از امام خود خانواده‌ام را فدا كنم همچون امام حسين (ع) كه خود را فدا كرد .

عنوان خاطره : علاقه شهيد به امام خميني (ره)

علاقه شهيد به امام همانند وابستگي بدن به قلب بود و آنطور از امام صحبت مي‌كرد که گویی او را مدت ها می شناخت زماني كه امام را در تلويزيون با آن هيبت و مردانگي مي‌ديد تمام بدنش مي‌لرزيد آرزو مي‌كرد تا چه خوب بود من حالا پيش امام بودم و مي‌توانستم دستان مباركش را از نزديك لمس كنم پيوسته مي‌گفت : پدر جان دعاي خيرت را بدرقه راهمان بنما به فرزندان سفارش مي‌كرد به سخنان و دستورات امام عمل كنيد تا خدا از شما راضي ‌باشد از فرزندان خوب انقلاب باشيد و قرآن را هيچ وقت فراموش نكنيد و به آن عمل كنيد .