قالب وردپرس خرید قالب وردپرس فروشگاه قالب وردپرس قالب مذهبی وردپرس

خاطرات

شهید غلام زارعی

شهید غلام زارعی

خاطرات شهید خاطراتي از فرزند شهيد : 1 . عنوان خاطره : اهداء سيمان به مسجد يكي از روزها كه ما نياز مبرم به سيمان داشتيم براي ساخت خانمان، در آن موقع شهيد لازم دانستند كه چند تا كيسه سيمان را از مسجد اهداء كنند و با وجود اينكه...

ادامه مطلب ...
شهید حاصل زارعی

شهید حاصل زارعی

خاطرات شهید 1.خاطرات شهيد از زبان  مادرش :‌ « من سه پسر داشتم و هميشه آرزو داشتم كه يكي از پسرهايم را در راه خدا هديه كنم .» حاصل در كودكي بچه بازيگوشي و همچنين زرنگ بود و هيچ موقع اوقات خود را به بيكاري هدر نمي داد . يك شب...

ادامه مطلب ...
شهید یدالله زیارت زاده

شهید یدالله زیارت زاده

خاطرات شهید ۱. خاطر اتي از زبان پدر شهيد : بعد از اينكه شهيد شد موقع هفته‌اش رسيد و شب جمعه خواب ديد‌م كه امام خميني (ره) و امام خامنه‌اي و چند تا از سادات توي خواب من آمدند و امام خميني اول در منزلم آمد و من مي‌خواستم...

ادامه مطلب ...
شهید ناصر رسولی

شهید ناصر رسولی

خاطرات شهید از زبان همرزمش (خدابخش عباسي) : عنوان خاطره : ديدار معبود در سال ۶۴ يك روز قبل از شهادت ايشان يك شب شهيد رسولي در حال سر زدن از چادر بچه‌ها به آنها نيز اعلام مي‌كرد كه امشب بعد از شام در چادر من جمع شويد...

ادامه مطلب ...
شهيد مهدی رزمجو

شهيد مهدی رزمجو

خاطرات شهید خاطره‌اي از امرالله بوير احمدي عنوان خاطره : قبر خالي ـ شهيد بعدي كيست شب به خاك سپاري جمعي از شهداي عمليات غرور آفرين فتح‌المبين بود هنوز تربت پاك مزارشان تر بود بعد از نماز مغرب و عشاء با عزيزان شهيد محمد...

ادامه مطلب ...
شهید حسن رزمجو

شهید حسن رزمجو

خاطرات شهید 1. خاطراتي از برادرزاده شهيد (علي اكبر رزمجو) :‌ 1-1. عنوان خاطره :‌ خاطرات هميشه زنده! و فراموش ناشدني از زماني كه چشم به جهان هستي گشودم با دستان پر از مهر عموي مهربانم آشنا شدم ، هميشه از علاقه و مهر و محبتش...

ادامه مطلب ...
شهید عبدالکریم رزمجو

شهید عبدالکریم رزمجو

خاطرات شهید 1.خاطرات شهيد از زبان خواهرش :  عنوان خاطره : روزهاي شيرين با تو بودن برادرم دست‌ها را طلب ميدارم زكام دل برآيد     يا تن سر و به جانان يا جان و تن برآيد هرگاه قصد آن دارم كه در درباره شهيد چيزي بنويسيم دستم...

ادامه مطلب ...
شهیدجمشید رستمی

شهیدجمشید رستمی

خاطرات شهید ۱.خاطره شهيد از زبان پدرش : عنوان خاطره : پيشگویي شهيد شهيد قبل از شهادت به فرمانده شان گفته بود كه من شهيد مي‌شوم و از روي ساعتم مرا خواهيد شناخت و آن كس كه مرا شناخت ، ساعت براي خودش باشد بعد از مدتي كه در...

ادامه مطلب ...
شهید عبدالعزیز رستمی

شهید عبدالعزیز رستمی

خاطرات شهید تقدیم به شهدای هشت سال جنگ تحمیلی سرباز امام خمینی هفت هشت ساله بودم . سال ۶۲یا ۶۳ دقیقا یادم نیست شغل پدرم ملوانی یا به قول خودمان جاشو بود برای تامین معاش خانواده روی لنج های مردم کار می کرد. ما همیشه منتظر...

ادامه مطلب ...
شهيد علی روئین تن

شهيد علی روئین تن

خاطرات شهید از زبان پدر شهيد ۱.عنوان خاطره : عشق به بسيج شهيد روئين تن عشق و علاقه خاصي به بسيج داشت يكي از بنيانگذاران بسيج در بندر ريگ مي‌باشد و فعاليتهاي زيادي در بسيج داشت و جوانها را تشويق به پيوستن به بسيج مي‌كرد و...

ادامه مطلب ...
آخرین دیدگاه‌ها

    مارا دنبال کنید

    اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً