خاطرات شهید
خاطراتی از شهید از زبان خواهرش
۱٫عنوان خاطره : تبلیغ اسلام در روستا
یادم هست آن روزگاری که مردم به اسلام و دین و انقلاب آگاهی کافی نداشتند شهید روحانی به روستا میآورد تا مردم را نسبت به اسلام و انقلاب آگاه نماید به انقلاب و اسلام عشق میورزید و مبلغ اسلام در روستای محل سکونتمان بود .
۲٫عنوان خاطره : آرزوی شهادت
جایش را برای حضور در جبهه با کسی عوض کرد تا بتواند در جبهه شرکت کند آرزویش شهادت در راه خدا بود خواب دیده بود که مردم عکسش را توزیع میکنند این قضیه را برای خانواده تعریف کرد عمویم گفت شما رئیس جمهور میشوی گفت نه من به آرزویم که شهادت است میرسد و چنین هم شد به آرزویش شهادت در راه خدا رسید و خودم هم خوابش را دیدم آمد وگفت : ناراحت نباشید به آرزویم رسیدم .
روحش شاد و یادش گرامی
بازدیدها: ۸۶