وصیت نامه شهید
وصیت نامه شماره یک
بسم الله الرحمن الرحیم
هم اکنون که مشغول نوشتن وصیت نامه هستم در این فکرم که هیچ کلامی زیباتر از کلام خدا نیست .
به هر حال خیلی بهتر میدانم اصل مطلب را به نام خدا شروع نمایم .
«آنان که به دین اسلام گرویدند و از وطن هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است »
سپس با این اوضاع و احوال ای پدر و مادر و ای برادران و خواهران ای دوستان و آشنایان چه نشستهاید به پا خیزید و با هر امکانی که در اختیار دارید جهاد کنید در راه خدا
جهاد چه در جبهه جنگ حق علیه باطل و چه در پشت جبهه علیه نفس خود . خلاصه یک موقع اینطور نشود که روزی به حال خود بیایید که دیر شده باشد .
زیرا اینجانب که ۲۸ سال دارم خیلی پشیمانم که چرا دیر به هوش آمدم و از برادران و خواهران میخواهم که بعد از هر نماز دعا کنید برای سلامتی امام و همیشه شعار خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار را فراموش ننمایید
در ضمن به پدر و مادرم بگویید که یک قطعه زمین ۲۰ × ۲۰ و با سنگ دارم و یک ماشین سواری، بفروشید و به دست امام جمعه بدهید تا به دولت بدهد حتماً یادتان نرود پول ماشین و زمین را به دولت بدهید ( متشکرم ) .
و هیچ کس برای من لباس سیاه نپوشد و گریه نکنند و زن و بچهام را به خدا میسپارم و بعد به پدر و برادرم .
عبدالصمد سهیلی
مورخه : ۱۳۶۱/۲/۲۹
وصیت نامه شماره ۲
بسم رب الشهداء و الصدیقین
ما از خدا هستیم و بسوی خدا میرویم .
قال رسول الله (ص) :
« اشرف الموت قتل الشهاده »
« یعنی شرافتمندترین مرگ شهادت در راه خداست »
رسول خدا چنین فرمود و من نیز پیرو راه ابر مردی چون پیامبرم تا در راه او به شهادت برسم و چند قطره خونی که در بدن دارم نثار دین و رهبر کنم .
و تو ای برادر و خواهر ای سرباز حسینی ، جانباز خمینی تو نیز مثل دیگر شهیدان ، همچون علی اکبر به ندای هل من ناصر حسینی که از حلقوم پاک خمینی بیرون میآید جواب مثبت بده
و هم اکنون وصیت میکنم که مقداری پول پس انداز در صندوق قرض الحسنه دارم تا در یک بانک باشد برای بچههایم و از برادرانم انتظار دارم که دنباله رو شهیدان باشید و هرگز دست از اسلام و رهبر بر ندارند و امام را تنها نگذارند .
برادرم یک ماشین سواری دارم که آن را بفروشید و پول آن را به دولت بدهید و یا به امام جمعه بدهید تا به دفتر امام بدهد .
برادر جان زن و بچهام اول به خدا میسپارم و بعد به دست شما و در خاتمه از خانوادهام میخواهم که اگر در راه خدا کشته شدم برایم ناراحت نباشید که با ناراحتی شما روحم عذاب میبیند.
ای مادر و خواهر و برادرانم شما باید افتخار کنید که در راه خدا به شهادت رسیدم . و برای مادرم بگوئید مرا حلال کند . متشکرم
اگر کارگران شرکت نفت بدی یا خوبی از من دیدند ببخشند . متشکرم
عبدالصمد سیهلی
۱۳۶۱/۴/۴
بازدیدها: ۱۰۳