
شهید غلامرضا مشکوری
نام پدر :حسین
تاریخ تولد :۱۳۴۳/۱۰/۰۱
تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۱/۰۵
محل تولد : بخش دیلم
محل شهادت : پس از اسارت در عملیات فتح المبین درکشور عراق به شهادت رسید.
آرمگاه :گناوه
_______________________________________________________________________________________________
زندگی نامه شهید
برادر شهید غلامرضا مشکوری در سال ۱۳۴۳ در روستای بنه احمد جز بخش بندر دیلم در یک خانواده مذهبی و تهیدست پا به عرصه جهان گذاشت و با عطوفت و مهربانی اعضای خانواده خصوصاً پدر و مادر برخوردار بود تا به سن هفت سالگی رسید و روانه مدرسه در روستا مذکور گردید و تا کلاس پنجم ابتدائی ادامه داد و همیشه نمره اول کلاس بود و بعد از اتمام دوره ابتدائی دوره راهنمایی خود را در شهرستان گناوه گذرانید تا اینکه دوره راهنمایی خود را هم با موفقیت سپری کرد .
سال اول نظری خود را در شهرستان بندر دیلم شروع کرد تا اینکه مسئله انقلاب و جنگ تحمیلی دامن گیر کشور انقلابی ایران شد و از سوی رهبر کبیر انقلاب اسلامی فرمان دفاع داده شد مدتی از این فرمان نگذشته بود که وی مدرسه را ترک کرد و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بندر دیلم در آمده بعد از مدت کوتاهی آموزش نظامی روانه جبهه مرن واقع در حوالی شهرستان آبادان که کاملاً در محاصره مزدوران بعثی بود گردید و بعد از مدت ماموریت به آغوش گرم خانواده باز گشت و دوباره در سپاه شروع به فعالیت نمود .
بار دیگر با همرزمان خود روانه جبهه شوش دانیال این شهر شهیدان گمنام شد و بعد از مدتی نبرد با صدامیان توسط خمپاره مزدوران مجروح گردید و جراحاتی مختصر برداشت و بعد از بهبودی و پایان ماموریت دوباره باز گشت هنگامی که وارد خانه گردید بیش از پیش نگران اوضاع جبهه و جنگ بود از آنجایی که نمیتوانست تجاوز مزدوران عراقی را تحمل نماید و بی تفاوت باشد و بر اثر ایمان و اعتقادی که به مذهب و میهن و خاک خود داشت با گروه دیگری از جنگ جویان شهرستان دیلم روانه جبهه شهرستان بستان که بعد توسط مزدوران صدامی که از هر لحاظ مورد تجاوز قرار گرفته بود گردید و مدت پنجاه روز با خود فروختگان به استکبار جهانی به مبارزه پرداخت و با کمال تاسف نتوانست در حمله عملیات آزادی شهرستان بستان شرکت کند .
بعد از ماموریت با دیگر رفیقان خود به اتاق خویش بازگشتند ولی همچنان روحیهاش خسته بود و نگران زیرا وقتی در جبهه بود خیلی خوشحال و سر حال بود . و از آنجایی که چندین خمپاره در بدنش بود و خیلی هم اذیت میشد ولی برای اینکه اعضای خانواده ناراحت نباشند از تظاهر به ناراحت بودن خودداری میکرد و با کسب مجوز قانونی از سپاه بندر دیلم جهت آموزش سلاحهای سنگین به شهرستان اهواز عزیمت نمود .
بعد از اتمام آموزش برگشت این بار خود را مصمم تر از قبل مهیای رفتن به جبهه کرد و با پدر و مادر و برادران و خواهران خود خداحافظی کرد و در صبحگاه مورخه ۱۳۶۰/۱۱/۲۶روانه جبهه شوش دانیال گردید و پس از سی روز نبرد با مزدوران افلقی این بار موفق شد در عملیات گسترده فتح المبین شرکت نماید و تجاوز گران بعثی را برای همیشه خار و زبون کنند ولی با کمال تاسف با جمعی از یاران خود بدست مزدوران صدامی در مورخه ۱۳۶۱/۰۱/۰۲ به اسارت برده شدند .
از آنجایی که وی حاضر نبود در صدا و سیمای جمهوری عراق شرکت و به مقام رهبری و ملیت خود توهین کند مورد شکنجه از خدا بی خبران عراقی واقع شد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۱/۵در کشور عراق و به دست مزدوران عراقی و دور از آغوش پدر و مادر و برادر و خواهر به درجه رفیع شهادت نائل گردید . و پس از بیست سال در تاریخ ۱۳۸۱/۰۵/۰۹ به وطن رجعت نموده و پس از تشییع ، در گلزار شهدا به خاک سپرده شد.
متاسفانه جسد وی در عراق بدست یزیدان زمان به خاک سپرده شد که امید است با پیروزی نهائی از رزمندگان اسلام و فتح لشکریان خدا جو بتوانیم نه تنها قبور وی و دیگر اسرای عزیز مرقد مولای و سرور شهیدان عالم حسین بن علی را آزاد و زیارت نماییم باشد که کوردلان و نابینایان به حقیقت پی به حقانیت مفهوم اسلام برند و بیش از این خود را در آغوش شیاطین نیندازند وبدانند که اسلام این دین آتشین محمدی تا روز قیامت پا بر جا خواهد بود واحدی توانای مبارز با آن را نخواهد داشت .
________________________________________________________________________________________________
وصیت نامه شهید
آنگاه که به اسلام و مسلمین ، هجومی از سوی کفار آغاز گردد بر همه واجب است که به مقابله برخاسته و کفر را نابود و اسلام این دین رهایی بخش را از وجود آنان پاک کنند .
اکنون نیز اسلام مورد هجوم قرار گرفته است و امام این مظهر استواری و مقاومت فرمان دفاع داده است و محرم است و ایران کربلا است و امروز تاسوعاست که این وصیت را مینویسم پیامم بر امت شهید پرور ایران بخصوص همشهریانم این است که امام را تنها نگذاشته و همواره این رهبر مسلمانان جهان را یاری کنند از خانواده و دوستان و آشنایان میخواهم که مرا عفو کرده و برایم طلب آمرزش نمایند .جسد من را در کنار برادران شهیدم در شهید آباد دیلم به خاک بسپارید و در مرگ من شیون و زاری نکنید.
والسلام غلامرضا مشکوری
بازدیدها: ۴۰۴