
شهید مرتضی غلامی
نام پدر :عبدالحسین
تاریخ تولد :۱۳۴۳/۰۴/۰۴
تاریخ شهادت :۱۳۶۳/۱۲/۲۶
محل تولد :دیلم
محل شهادت :شرق دجله
آرامگاه : گناوه ( جاویدالاثر)
_______________________________________________________________________________________________
زندگی نامه شهید
گرچه مفقودالاثرها بیمزاران جهانند بی نشان گمنام مشهور ملک درآسمانند
برادر مرتضی غلامی فرزند عبدالحسین در سال ۱۳۴۳ در خانوادهای محروم و روستایی و مذهبی در روستای خواجه گیر دیده به جهان گشود و در سن شش سالگی در دبستان روستای خود مشغول به تحصیلات ابتدایی گردید که به علت فقر اقتصادی و مشکلات خانوادگی و نداشتن امکانات نتوانست در سطوح بالاتر تحصیلات ادامه تحصیل دهد و مجبور بود به کمک پدر امکانات زندگی را برای خانواده خویش فراهم نماید و حتی در بندر دیلم به کارگری می پرداخت ولی همیشه با رویی گشاده با مردم و دوستان و غیره روبرو می شد .
اخلاق خوب و رفتار و کردار نیکش زبانزد خاص و عام می باشد و از هر گونه کمک و یاری نسبت به محرومین و تهیدستان دریغ نمی نمود و همواره یار و غمخوار افراد بیبضاعت بود . چون خودش در فقر و تهیدستی بزرگ شده بود .
بعد از اینکه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید ایشان با گروه مقاومت روستا نهایت همکاری را مینمودند و عضو فعال آن گروه مقاومت بودند و همیشه به امام عزیز عشق میورزیدند . تا اینکه در تاریخ ۱۳۶۲/۱۰/۱۵ جهت خدمت مقدس سربازی اعزام شدند و چهار ماه در شیراز آموزشهای نظامی و فنون جنگ را دیدند و در تاریخ ۱۳۶۲/۰۲/۱۶ به جمعی تیپ ۵۵ هوا برد گردان ۱۵۸ پیوستند و دسته ایشان تیربار چی بود . و از همان موقع جهت یاری رساندن به رزمندگان اسلام و دفاع از اسلام و کشور اسلامیمان به جبهه های جنگ اعزام گردید . مدت خدمت ایشان را همه در جبهه به سر بردند . تا این که در تاریخ ۱۳۶۳/۱۲/۲۶در عملیات بدر در منطقه شرق دجله شرکت نمودند و از همان موقع به بعد ایشان مفقودالاثر گردیدند .
به امید مشخص گردیدن وضعیت مفقودالاثرها ، پیروزی اسلام عزیز بر کفر و طول عمر برای امام امت .
یادش گرامی و روحش شاد باد.
_______________________________________________________________________________________________
خاطرات شهید
- خاطره ای از برادر شهید (غلامرضا)
۱-۱٫ عنوان خاطره : ساخت آب انبار توسط شهید
در روستایمان آب آشامیدنی نیست و نبود شهید غلامی هنگامی که از مرخصی ۱۵ روزه خود به روستا آمد تصمیم گرفت برای خود و خانواده آب انباری درست کند او روزها جهت کارگری به بندر دیلم میرفت تا مخارج سربازی خود را تامین کند و شبها با دوستان خود آب انبار را درست کرد و خانواده و روستا هم اکنون از این آب انبار استفاده میکنند و برای او فاتحه میخوانند .
۱- ۲٫ عنوان خاطره : اهمیت به نماز
او همیشه واجباتش را ترک نمیکرد و نمازش را اول وقت میخواند روزهاش را مرتب میگرفت و دینش را حفظ میکرد و همیشه به یاد خدا بود و در دل مردم جای داشت و وقتی از مرخصی می آمد برای خانواده و مردم سوغاتی میآورد .
بازدیدها: ۴۶۶