
شهید نصرالله خزایی
نام پدر :نجف
تاریخ تولد :۱۳۳۶/۰۵/۰۴
تاریخ شهادت :۱۳۶۰/۰۹/۰۹
محل تولد :بندر گناوه
محل شهادت :بستان
آرامگاه :گناوه
_______________________________________________________________________________________________
زندگی نامه شهید
شهید نصرالله خزائی در سال ۱۳۳۶ در خانواده فقیر اما مذهبی متولد شد که جز فقر و سکوت چیزی در آن نداشت وی در سن ۳ سالگی مادرش را از دست داد و باید با پدری فلج و از کار افتاده در دامان زن عمویش پرورش یافت از همان اوایل زندگی فقر شدید خانواده از یک طرف و قحطی و خشکسالی وحشتناک از طرف دیگر سنگینی بار مسئولیت خانواده بر دوشش طاقت فرسا کرد .
نصرالله بعد از چند ماه پا به مدرسه گذاشت و با وجود دوری مسافت مدرسه از روستایشان با اشتیاق فراوان تحصیلات را ادامه داد از آنجایی که برادران بزرگش نمیتوانستند معاش خانواده را تامین کنند شهید نصرالله مجبور بود که جهت کمک به معشیت خانواده به کارگری بپردازد تا مخارج تحصیلاتش را مهیا نماید .
نامبرده در دوران انقلاب نیز فعالیتهای فراوانی میکرد و در آن روزهای سخت که انسان نمیتوانست نفس بکشد به پخش اطلاعیههای امام میپرداخت و روز و شب مردم را دعوت می کرد تا در دهات اطراف بروند و آنها آگاهی بدهند تا اینکه انقلاب پیروز شد و او به فرمان امام وارد بسیج شد همکاری میکرد و هم آموزش می دید تا اینکه با گذشت زمان آموزش نظامی را طی کرد .
وی که شوق فراوان به جبهه داشت با روحی الهی عازم جبهه شد و در شکستن حصر آبادان شرکت داشت تا بالاخره در تاریخ ۱۳۶۰/۰۶/۰۸ وارد جبهه نور علیه ظلمت گردید . وی که ماموریتش در بستان بود و در گرفتن پل ثابله شرکت فعالی داشت تا اینکه در تاریخ ۱۳۶۰/۰۹/۰۹ بوسیله ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل گردید .
_______________________________________________________________________________________________
خاطرات شهید
- خاطراتی از علی بحرینی از سپاه گناوه (۱۳۸۲/۰۴/۲۴) :
۱-۱٫ عنوان خاطره : عضویت در سپاه پاسدارن :
در سال ۱۳۵۹ حدود برج ۱۰ بوده به اتفاق تعدادی از برادران پذیرش سپاه شدیم و مشغول آموزش بودیم همین جا بود که با برادر نصرالله خزایی آشنا شدم و با هم انس گرفتیم بطوری که همیشه با هم بودیم موقعی که فرصتی بدست میآمد شعرهای سعدی و حافظ را از حفظ برای ما میخواند .
به دلایل مختلف نصرالله تجدید دوره شد و چون علاقه زیادی داشت وارد سپاه شود خیلی ناراحت شد که الحمدالله دوره بعد موفق شد که عضو رسمی سپاه گناوه شود و لباس سبز پاسداری بپوشد و نهایتاً به آرزوی نهایی که همان شهادت بود رسید .
۲-۲٫ عنوان خاطره : تست رانندگی
یک هفته قبل از آغاز حمله یا عملیات طریق القدس که منجر به به آزاد سازی بستان شد به اتفاق تعدادی از برادران پاسدار گناوه از جمله شهید بزرگوار نصرالله خزائی از گناوه عازم جبههها شدیم و در یکی از مدارس اهواز استقرار یافتیم .
یکی دو روز که آنجا بودیم یکی از فرماندهان آمد و گفت : راننده مورد نیاز است و کسانیکه گواهینامه دارند بیایند اسم خود را بنویسند نصرالله به بنده گفت : اگر شما آمدید من هم میآیم و اسم مینویسم .
نهایتاً به اتفاق هم و چند نفر دیگر که گواهینامه رانندگی داشتیم داوطلب شدیم و ما را از بقیه دوستان جدا کردند و به باغ گلستان بردند که قبلاً دانشگاه بود چند روز آنجا بودیم من و نصرالله همیشه با هم بوده و از هم جدا نمیشدیم و او از وضع زندگی خودش و پدرش برای من صحبت میکرد .
دو روز به عملیات مانده بود که یک دستگاه لندکروز ۸۳ تحویل بنده و نصرالله دادند که شسته و تمیز کنیم و تمرین رانندگی کنیم که بنده از بد شانسیم ماشین را به درختی زدم و مقداری از ماشین را خراب کردم و به همین علت بنده را جهت رانندگی نخواستند و بنده از نصرالله خداحافظی کرده و رفتم به نیروهای گناوهای ملحق شدم .
________________________________________________________________________________________________________
وصیت نامه شهید
شماره : ۱
به نام خداوندی که در دنیا بر مومن و کافر رحم میکند و در آخرت بر مومن رحم مینماید هم اکنون که خداوند عزوجل این سعادت بزرگ را نصیب بنده حقیر خود گردانیده سپاسگذارم و شکر او را به جای میآورم که من را در ردیف رزمندگان جبهههای حق علیه باطل گردانیده و مدیون لطف بیکران او میباشم .
نماز و روزهام و زندگیم و مرگم برای پروردگار میباشد . دیگر جای نگرانی نمیباشد میخواهم که برادران دنباله رو امام بزرگوارمان خمینی بت شکن باشند و از چپ و راست پرهیز کنند تا رستگار شوند .
والسلام
نصرالله خزائی
شماره : ۲
به نام خداوندی که در دنیا بر مومن و کافر رحم میکند و در آخرت بر مومن رحم مینماید هم اکنون که خداوند عزوجل این سعادت بزرگ را نصیب بنده حقیر خود گردانیده سپاسگذارم و شکر او را به جای میآورم که من را در ردیف رزمندگان جبهههای حق علیه باطل قرار داده و مدیون لطف بیکران او میباشم.
… و اما چند نکتهای به پدر مهربانم باید عرض کنم که اگر ایزد توانا شهادت را به من ارزانی داشتند خوشحال شود که خدا به او مرحمت نموده و این نعمت را نصیبش گردانید و شکر خدای را بجای آورد که چنین تقدیر بوده است و باید به آستانه تسلیم سر فرود بیاورد و ببیند که همه موجودات که روی زمین و در آسمانها هستند همه به وسیله قدرت توانایی ایزد میباشد .
کوه و صحرا و بیابان همه در تسبیح فهم کنند این اسرار قول « ان الصلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین » بگو همانا نماز من و پرستش من و زندگیم و مرگم از آن خداوند است … و دیگر جای نگرانی نیست و میخواهم که برادران دنباله رو امام بزرگوارمان خمینی بت شکن باشند و از چپ و راست پرهیز کنند تا رستگار شوند . رسول اکرم (ص) میفرماید : هر کس دنیای خود را دوست بدارد به آخرتش ضرر میزند و هر کس آخرتش را دوست بدارد به دنیایش ضرر میزند . بنابراین مقدّم بدانید آنچه با حق میماند (آخرت را) و هر آنچه از بین میرود (دنیا)
والسلام علیکم و رحمه الله برکاته
بازدیدها: ۳۶۲