
شهید یدالله زیارت زاده
نام پدر : عباس
تاریخ تولد : ۱۳۴۶/۵/۱
تاریخ شهادت : ۱۳۶۶/۶/۲۶
محل تولد : بندر گناوه
محل شهادت : سومار
آرامگاه : گناوه
_______________________________________________________________________________________________
زندگی نامه
شهید ید الله زیارت زاده فرزند عباس در سال ۱۳۴۶ در یک خانواده مستضعف و مذهبی در شهرستان گناوه دیده به جهان گشود .
در سن ۷ سالگی به مدرسه پا گذاشت و تا کلاس چهارم ابتدایی به تحصیل ادامه داد و سپس جهت کمک به پدر و امرار معاش زندگی مجبور به ترک تحصیل شد و به کار ماهیگیری پرداخت .
او در سال ۱۳۶۵ جهت دفاع از میهن اسلامی عازم خدمت مقدس سربازی شد و پس از مدتها نبرد با کفار بعثی در مورخه ۶۶/۶/۲۶ در منطقه عملیاتی سومار به درجه رفیع شهادت نائل آمد .
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
_______________________________________________________________________________________________
خاطرات شهید
۱. خاطر اتی از زبان پدر شهید :
بعد از اینکه شهید شد موقع هفتهاش رسید و شب جمعه خواب دیدم که امام خمینی (ره) و امام خامنهای و چند تا از سادات توی خواب من آمدند
و امام خمینی اول در منزلم آمد و من میخواستم دستش را ببوسم و امام نگذاشت که من دست او را ببوسم و او صورت من را بوسید و در خانه من قرآن خواند و یک یکی صورت من را بوسیدند و رفتند
و تا چهلمش رسید و دوباره آنها آمدن توی خوابم صورت من را بوسیدند و فاتحه خواندند .
عنوان خاطره :اعتقاد به شهادت فرزندم
بعد از شهادت شهید خواب دیدم تا امام خمینی و امام خامنهای با تعدادی از سادات برای فاتحه به منزل من آمدند تسلیت گفتند و فاتحه خواندند و رفتند و چهلم شهید هم آمدند
من آن موقع متوجه شدم شهید راه خوبی رفته و شهید است و خوشحال شدم و افتخار میکنم که فرزندم در راه خدا شهید شده است .
عنوان خاطره : عشق به امام حسین(ع)
به امام حسین (ع) و مراسم محرم عشق و علاقه خاصی داشت یادم هست همیشه در مراسمات محرم زنجیر میزد و میگفت تا زنده هستم باید برای امام حسین (ع) عزاداری کنم .
یادش گرامی باد
۲.خاطر اتی از زبان مادر شهید :
عنوان خاطره : خبر از شهادت
پسرم از موقعی که بدنیا آمد پسر خیلی خوب و فقیری بود و من از کودکی نماز و راه اسلام را به او یاد دادم و گفتم به بزرگترها احترام بگذار
و وقتی که بزرگتر از خود را دیدی به او سلام بگو . او از کارهای من سرپیچی نمیکرد و کل خانواده از او راضی بودند و وقتی که به سن ۱۸ سالگی رسید به سربازی رفت و تا دو ماه سربازی میکرد و ۱۵ روز به مرخصی آمد
و به جبهه رفت و دوباره که از جبهه آمد به ما گفت که من خواب دیدهام که در میدان امام خمینی دارند میگویند که یدالله زیارت زاده شهید شده است و به همسرش میگفت که روزی نامه من به دست شما میرسد که من شهید شدهام
و چند روز دیگر به مرخصی آمد که مریض شده بود و به او یک مرخصی داده بودند.
و موقعی که حالش خوب شد به جبهه رفت و چند مدت دیگر برگشت و همه ما را بوسید و دوباره به جبهه رفت . و بعد از ۱۸ روز نامهاش به دست ما رسید که در جبهه سومار شهید شده است
و در نامهاش نوشته بود که پدر جان دیگر منتظر من نباش و من افتخار میکنم که پسر من در راه رضای خدا و رهبری جانش را فدا کرده است .
بازدیدها: ۱۳۱