شهید محمد شهابی
خاطرات شهید خاطره اي از فرزند شهيد عنوان خاطره : تاريكي شب پدرم ميگفت : حدود ساعت 9 شب بود كه از سنگر خارج شديم ميخواستيم گشتي بروي رودخانه بزنيم ببينيم چه خبر است موقع خارج شدن پنج نفر بوديم و يواش يواش در تاريكي شب...
ادامه مطلب ...